برگردان به زبان ساده
من به شادی شده بیگانه و با خود خویشم
همت شاهوشان دارم اگر درویشم
هوش مصنوعی: من از شادی دور افتادهام و حس میکنم که تنها هستم. اما با این حال، روحیه و ارادهای همچون شاهان دارم، حتی اگر در ظاهر یک درویش باشم.
دورم انداخت ز رویت به کمانِ ابرو
تُرک چشمت که بر آورد چو تیر از کیشم
هوش مصنوعی: چشمان تو همچون تیر از کمان ابرویت به سمت من پرتاب شد و من را دور انداختی.
عقرب زلف تو را چشمهٔ خورشید بلند
نوش باد ار چه دلآزرده کند از نیشم
هوش مصنوعی: زلف تو مانند عقرب است و پرتو خورشید هم به مانند چشمهای بلند میتواند بوزد. حتی اگر نیش من، دل مرا آزرده کند، باز هم این زیبایی و جلوهی زلف تو را نمیتوان نادیده گرفت.
بوسه جست از دهنت تنگ در آمد به عدم
تا چه آرد به سر این عقل محال اندیشم
هوش مصنوعی: بوسهای از لبت گرفتم و این بوسه به دنیای ناپیدا پرتاب شد. حالا میخواهم ببینم این فکر غیرممکن چه سرنوشتی خواهد داشت.
تیره چون سایه روم در پی خورشید رخت
که کند پرتو او روشنیئی در پیشم
هوش مصنوعی: در سایهای تیره و تارک مانند، به دنبال نور خورشید میروم تا شاید پرتو او روشناییای در جلوی من به ارمغان بیاورد.
مانع حالت مجنون نشود پند پدر
منع ناصر مکن ای خویش که من بی خویشم
هوش مصنوعی: بگذار پند پدر تو را از دیوانگی باز ندارد، ای ناصر، مانع نشو که من دیگر خودم نیستم.