برگردان به زبان ساده
منم کز مفلسی دایم به دیدار تو درویشم
منم با خویش بیگانه، به اندوه تو با خویشم
هوش مصنوعی: من فردی هستم که همیشه در وضعیتی فقیر و بیچیز به سر میبرم و به خاطر تو به دیدنت میآیم. من در درون خودم بیگانهایم و با اندوه تو خودم را همدل میکنم.
بیا ای شمع روحانی، خلاف بخت من امشب
درونم را منور کن، علیرغم بد اندیشم
هوش مصنوعی: بیا ای شمع معنوی، امشب با وجود بخت بد من، درونم را روشن کن و به ناامیدیهایم اهمیت نده.
ندارم غیر سر چیزی که در پای تو اندازم
نثار مقدمت بودی اگر بودی از آن بیشم
هوش مصنوعی: من هیچ چیز دیگری ندارم جز اینکه چیزی را در پای تو بگذارم. اگر تو موجود میزدی، این هدیهام بیشتر از این میبود.
خلاف مذهب عاشق، به مسجد گر روم، باشد
خیال طاق ابرویِ تو چون محراب در پیشم
هوش مصنوعی: اگر هم به مسجد بروم و از مذهب عاشقانهام خارج شوم، اما در ذهنم همچنان تصویر ابروی قوسدار تو بهعنوان محراب دارد جلوهگری میکند.
چو سازی پایمال غم، بدین محنت کفایت کن
که چون یاد تو میآرم، نمیماند سر خویشم
هوش مصنوعی: وقتی که غم را زیر پا میگذارم و به این زحمت ادامه میدهم، تنها یاد تو کافی است که دیگر هیچ چیزی از خودم نمیماند.
ملامتگو همیگوید: بمان این کیش و ترکش کن
نصیحت کم کن ای عاقل، که من قربان این کیشم
هوش مصنوعی: نقدکننده میگوید: این روش را رها کن و کمتر نصیحت کن، ای عاقل، چراکه من به این روش خود، جان میدهم و به آن پایبندم.
توئی سلطان بخت خوش و ناصر مفلس کویت
چه باشد گر عطای تو، رسد با من که درویشم
هوش مصنوعی: تو در زندگی خود خوشبخت و سعادتمند هستی و من در شرایطی پژمرده و فقیر زندگی میکنم. بنابراین، حتی اگر بخواهم از نعمتهای تو بهرهمند شوم، با وضعیت من چه فرقی میکند؟