برگردان به زبان ساده
خیال لعل میگون تو دائم در نظر دارم
چو ساغر سینهای پرخون و چشمی پرگهر دارم
هوش مصنوعی: همواره به یاد خیال لبان زیبای تو هستم، مانند جامی که سینهام را پر از درد کرده و چشمانی پر از عشق و زیبایی دارم.
فروغ عارضت ماه است، با وی عشق میورزم
درخت قامتت سرو است، زو امیدِ بر دارم
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند نور ماه است و من به او عشق میورزم. قامت تو مثل درخت سرو است و من از او امید دارم.
نه بی مرغول مشکینت شبی را روز میخواهم
نه بی خورشید رخسارت زمانی خواب و خور دارم
هوش مصنوعی: من بدون آنکه عطر موهایت را داشته باشم، هیچ شبی را نمیخواهم و بدون نور چهرهات، نه خواب و نه روزی برایم اهمیت دارد.
تو از دست من و از دل دهانی تنگتر داری
من از حال خود و زلفت دلی آشفتهتر دارم
هوش مصنوعی: تو از من دوری و قلبت محدود است، اما من هم از حال و روز خود و زیباییهایت افسردهام.
ز اشک و چهره در پایت نثاری خواهم افشاندن
که تا بینند بدخواهان که چندین سیم و زر دارم
هوش مصنوعی: از اشک و چهرهام بر پای تو نثاری میافکنم تا بدخواهان ببینند که چقدر ثروت و دارایی دارم.
فقیه خشک را یکدم بگو تا پیش من آید
که تا سوزد ازین آتش که من در خشک و تر دارم
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه فقیه جدی و سختگیر را خبر کنی تا نزد من بیاید، شاید از این آتش درون من که به هر چیز خشک و تر مربوط میشود، بسوزد.
میان جان و جانانم حجابی نیست جز ناصر
کنون وقت است کاین برقع ز روی خویش بر دارم
هوش مصنوعی: میان من و محبوبم هیچ چیزی مانع نیست، جز ناصر. اکنون زمان آن است که این پرده را از روی خود بردارم.