برگردان به زبان ساده
اگر آن یار کند بند جدا از بندم
بندهام باز و به صد نوع بدو پیوندم
هوش مصنوعی: اگر آن محبوب جوری رفتار کند که من از او جدا شوم، من همچنان به او وابستهام و به هر نحوی به او ارتباط برقرار میکنم.
خون بها نیست بر آن دلبر اگر خونم ریخت
دل نبَرکندم از آن یار اگر جان کندم
هوش مصنوعی: اگر معشوق من خونم را بریزد، برای من اهمیتی ندارد، چون به خاطر او دل نمیکَنم؛ حتی اگر جانم را هم بگیرند.
گل صد برگم اگر برگ ندارد چه زیان
ابر از این غصه همیگرید و من میخندم
هوش مصنوعی: اگر گل صدبرگ من برگ نداشته باشد، برای من مشکلی نیست. ابر به خاطر این غم گریه میکند، اما من به این وضع میخندم.
در جهان اهل دلی نیست که با واعظ ما
اینقدر پند بگوید که نگوید پندم
هوش مصنوعی: در این دنیا کسی نیست که به ما دل بسپارد و آنقدر نصیحت کند که به خود او هم نصیحتی نرساند.
نیست خرسندیام از وصل تو ای جان جهان
ور نه با وصل تو ای جان جهان خرسندم
هوش مصنوعی: من از وصال تو خوشنود نیستم، ای جان جهان. اما اگر بخواهم، با وصال تو خوشنود میشوم.
چو تو حاجت به در غیر نبردی هرگز
خبرت نیست که چون من به تو حاجتمندم
هوش مصنوعی: زمانی که تو نیازی به دیگران نداری، هرگز از حال من که نیازمند تو هستم، با خبر نخواهی شد.
میزدم بر سر افلاک قدم چون ناصر
عشق تو در سرم افتاد و ز پا افکندم
هوش مصنوعی: به آسمانها میرفتم و احساس قدرت میکردم، اما عشق تو بر ذهنم تاثیر گذاشت و مرا از پا انداخت.