برگردان به زبان ساده
سرو را دیدم و بالای تو آمد یادم
ذکر گل کردم و در فکر رُخت افتادم
هوش مصنوعی: سرو را دیدم و به یاد تو افتادم. یاد گل را کردم و به زیبایی تو فکر کردم.
در چمن رفتم و با لاله ز گلزار رُخت
صفتی کردم و داغی به دلش بنهادم
هوش مصنوعی: در باغ قدم زدم و با لاله گلی صحبت کردم و احساسی عمیق و سوزناک را در دلش گذاشتم.
آه و فریاد من از هجر به هر جای رسید
آه و فریاد اگر تو نرسی فریادم
هوش مصنوعی: ناله و فریاد من از دوری به هر جا منتقل شد، اگر تو به من نرسی، این فریاد من بیپاسخ خواهد ماند.
برو ای فکر جهان، بر درِ دل حلقه مزن
که در خلوت یار است و به کس نگشادم
هوش مصنوعی: ای فکر جهانی، به قلب من نزدیک نشو، چرا که در اینجا محفل عاشقانهام است و در آن را به کسی نمیزنم.
عشق تو کاهربائی و منم کاه، رُبا
تو اگر مینرُبائی برُباید بادم
هوش مصنوعی: عشق تو مانند جاذبهای است که من به آن جذب شدهام؛ اگر تو دست از محبت خود برداری، من نیز دچار آسیب و خسارت میشوم.
عفل میگفت که منم مرغ عجایب زیرک
عشق بگرفت گلویش که نکو صیّادم
هوش مصنوعی: علف میگفت من موجودی خاص و زیرک هستم، اما عشق او را در آغوش گرفت و او را کنترل کرد؛ مانند صیادی که شکارش را در چنگ دارد.
ناصر از یاد تو هرگز نفسی خالی نیست
دولتی باشد اگر لطف تو آرد یادم
هوش مصنوعی: ناصر هرگز نمیتواند از یاد تو خالی باشد، اگر لطف تو شامل حالت شود، یاد من همچنان پا برجاست.