برگردان به زبان ساده
ز گریه دوش خود را غرقه در سیلاب میکردم
نمیشد آب دیده کم، که خود را آب میکردم
هوش مصنوعی: دیشب از شدت گریه، خود را در دریایی از اشک غرق کرده بودم و اشکهایم آنقدر زیاد بود که نمیتوانستم کمکم گریه کنم، چون در واقع خودم را با اشکهایم پر میکردم.
ز صبرم هر چه کم گردد، در آب دیده افزاید
ندارم صبر آری، صبر را سیماب میکردم
هوش مصنوعی: هر چه صبر من کمتر میشود، اشکهایم بیشتر میشود. واقعاً صبر ندارم و اگر میتوانستم، صبر را به حالت مایع درمیآوردم.
خوش آن ساعت که میگفتم شبی در پیشت افسانه
به افسون فتنهٔ بیدار را در خواب میکردم
هوش مصنوعی: ساعت خوشی است که در آن شبی افسانهای برایت تعریف میکردم و با جادوی داستان، فتنههای بیداری را در خواب میبردم.
لبت را بوسه میدادم، سرم آمد بر ابرویت
مبارک سجدهای بود آن، که در محراب میکردم
هوش مصنوعی: میخواستم لبت را ببوسم و در همین حال سرم به ابرویت رسید. به نوعی این حرکت برای من مانند سجدهای بود که در مکان مقدس انجام میدادم.
من اکنون شربت مردن، ز خون خود همیسازم
شد آن روزی که در ساغر شراب ناب میکردم
هوش مصنوعی: من اکنون از خون خود شربت مردن میسازم، در حالی که آن روزها شراب خالص مینوشیدم.
نمودی روی خود یک شب، فزون شد نالهٔ زارم
به آئین سگان فریاد در مهتاب میکردم
هوش مصنوعی: یک شب روی زیبایت را نشان دادی و فریاد نهادم تا درد و زاریام بیشتر شود؛ مانند سگی در شب ماهتاب ناله میزدم.
فلک همچون کمان میگشت، و میزد بر سر ناصر
مگر تیر دعائی سوی او پرتاب میکردم
هوش مصنوعی: جهان مانند کمانی میچرخید و بر سر ناصر میآمد، اما من دعاهای خود را به سوی او پرتاب میکردم.