برگردان به زبان ساده
من اگر از سرِ مستی به جنون پیوستم
به سر دوست که دیوانه نیام، سرمستم
هوش مصنوعی: من اگر در حالت مستی و دیوانگی قرار گرفتم، این حالتم به خاطر دوست عزیزم است که دیوانگی من ناشی از محبت اوست و بنابراین مستی من به عشق او باز میگردد.
من ازین هستی بیخود به گمان میافتم
نیست معلوم که من نیست شدم یا هستم
هوش مصنوعی: من از این وجود بیخبر هستم و به گزاف میگویم که نیستم. مشخص نیست که آیا من واقعا وجود دارم یا نه.
من جدا مانده بُدم، قطره صفت، از دریا
باز من سیل شدم، جزو به کل پیوستم
هوش مصنوعی: من از دریا جدا مانده بودم، اما حالا مانند یک سیل به آن پیوستهام و به کل وجودش اضافه شدهام.
تن من از پی کاری به جهان آمده است
تا نگوئی تو که از دوست جدا بنشستم
هوش مصنوعی: بدن من برای انجام کاری در این دنیا به دنیا آمده است، تا تو اینطور نگویی که من از دوست خود جدا نشستهام.
بلبل باغ بهشتم، تن من سرو من است
تا بدانی که درین دام مگر پابستم
هوش مصنوعی: بلبل باغ بهشت هستم و وجود من همچون سروی است که نشان میدهد در این دام افتادهام و گرفتار شدهام.
ای مقلد تو مرا چند ملامت گویی
من همه دوست شدم کلی و از خود رستم
هوش مصنوعی: ای مقلد، تو چرا مدام مرا سرزنش میکنی؟ من تماماً به عشق تبدیل شدم و از خودم فانی گشتهام.
دلم از پردهٔ ناموس قفس ساخته بود
مرغ زیرک شدم این دام ز هم بشکستم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر محدودیتها و قید و بندهایی که به آن دچار شده بود، همچون قفس ساخته شده بود. اما با تلاش و هوشیاری خود، توانستم این موانع را بشکنم و آزاد شوم.
تو ازین حالت من رنجه مشو، غصه مخور
که به یکدم قدح باده بگیرد دستم
هوش مصنوعی: نگران حال من نباش و غصه نخور، چون به زودی میتوانم جام شراب را در دست بگیرم.
مرده بُد ناصر و جان داده و پوسیده کفن
بوی تو یافتم، از گور روان برجستم
هوش مصنوعی: ناصر در حالتی مرده و پوسیده است و بویی از تو به مشامش میرسد، به طوری که حس میکند از گور برخاسته و زنده شده است.