برگردان به زبان ساده
بسیار در هر گوشهای من گوش را مالیدهام
تا چون رباب از گوشهٔ آواز او نالیدهام
هوش مصنوعی: بسیاری از مکانها را جستوجو کردهام و به صداها گوش کردهام تا مانند سازی بنوازم و از زیبایی آواز آنها لذت ببرم و ناراحتیهایم را بیرون بریزم.
چون نال گشتم ناتوان از بس که خون خوردم چو نی
تا تو نپنداری که از باد هوا نالیدهام
هوش مصنوعی: وقتی به خاطر درد و رنج زیاد ضعیف شدم و مانند نی ناله میزنم، میخواهم به تو بگویم که این نالهها از دل و جانم برخاسته و نه از احساسات زودگذر و سطحی.
اشک روان خویش را بر روی دیده ره دهم
تا من در آب چشم خود، از تو خیالی دیدهام
هوش مصنوعی: من اشکهای خود را بر روی چشمانم میگذارم تا در آب چشمانم، انعکاسی از تو ببینم.
هر شب که مه را دیدهام، از تو خیالی جستهام
هر صبحدم من از صبا از تو خبر پرسیدهام
هوش مصنوعی: هر شب که ماه را میبینم، به یاد تو میافتم و هر صبح با نسیم صبحگاهی از تو سؤال میکنم و خبر تو را میجویم.
چون بید خنجر میکشد بهر نگهبانی گل
هر گه که بادی میوزد، بر هر گلی لرزیدهام
هوش مصنوعی: چون بید درختی که در باد میلرزد، من هم به عنوان مراقب گل، در هر بار وزش باد احساس لرز میکنم.
ای گل تو بر شاخ طرب رعنا و تر بشکفتهای
تو خنده میزن خوش که من جون ابر خون باریدهام
هوش مصنوعی: ای گل، تو بر روی شاخهای زیبا و شاداب شکفتهای و به خوشی میخندی، در حالی که من مانند ابر، غم و اندوهی را به دل دارم و اشک میریزم.
تا رفتهای ای نور چشم از دیدهٔ ناصر برون
چون قطرههای اشک خود، در خاک و خون غلتیدهام
هوش مصنوعی: وقتی تو ای روشنی چشمم از پیشم رفتهای، چون اشکهایی که از چشمانم میریزد، در غم و اندوه دست و پا میزنم.