برگردان به زبان ساده
اگر ای باد تو را بر در او هست قبول
خاک را نیز چنان کن که شود وجه قبول
هوش مصنوعی: ای باد، اگر تو در آستانه او پذیرفته شدهای، پس خاک را نیز به گونهای درآور که شایسته پذیرش باشد.
ننمائی سبکی تا نشود گرد و غبار
که سر یار گران است و دل دوست ملول
هوش مصنوعی: اگر خود را سبک نشان ندهی، گرد و غبار به وجود نخواهد آمد، زیرا دلبر عزیز است و دل دوست اندوهگین.
به چه ارزم من خاکی که روم بر در او
از کجا در سرم افتاد چنین فکر فضول
هوش مصنوعی: چرا من باید ارزشمند باشم وقتی که میخواهم به در او برسم؟ از کجا این فکر بیجا به سرم زده است؟
گر به زلفش برسی ذکر پریشانی من
نکنی هیچ، مبادا که شود قصه به طول
هوش مصنوعی: اگر به زلف معشوق دسترسی پیدا کنی، اصلاً درباره پریشانی و مشکلات من صحبت نکن؛ زیرا نخواهم که داستان ما طولانی شود.
گویش از من که دگر نیست رسولی به برم
چو سوی بنده خودآئی تو چه حاجت به رسول
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که دیگر نیازی به پیامبری نیست، زیرا وقتی تو خودت به سوی من میآیی، نیازی به واسطهای نیست.
من به سودای تو مشغولم و از خود فارغ
تو ز من فار غ و با حسن رخ خود مشغول
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو مشغولم و از خودم بیخبرم. تو از من بیخبر و غافلی و با زیبایی چهرهات سرگرم هستی.
قابل دولت وصل تو نباشد ناصر
تا به اقبال قبول تو نگردد مقبول
هوش مصنوعی: تا زمانی که پذیرش و قبول تو فراهم نشود، رسیدن به خوشبختی و وصال تو ممکن نیست.