برگردان به زبان ساده
بگذر ای عاقل و بگذار مرا لایعقل
بر سر کوی بتان پای به گل دست به دل
هوش مصنوعی: برو، ای فرد دانا، و اجازه بده من، که آدمی نادان هستم، در کوچهٔ معشوقان بمانم. در اینجا پایم در گل گیر کرده و دلم به آنها وابسته شده است.
دیده را دولت بیدار اگر بود، نبود
پردهٔ دیده میان دل و دلبر حایل
هوش مصنوعی: اگر چشم بیداری وجود داشته باشد، دیگر پردهای میان دل و معشوق وجود نخواهد داشت.
اشک باران شدم و تا چشم زدم سایل بود
نتوان بست در خانه به روی سایل
هوش مصنوعی: من به شدت اشک ریختم و به سرعت متوجه شدم که در خانه نمیتوانم در را به روی کسی که در میزند ببندم.
بگذر ای مه به سعادت به سرم هر ماهی
که در آفاق نباشد به از این سر منزل
هوش مصنوعی: ای ماه، بگذر به خوبی از بالای سرم. هر ماهی که در جهان وجود دارد، بهتر از این جایگاه نیست.
هندوی خال مبارک به گلستان رخت
گشت مقبول که او هست سیاهی مقبل
هوش مصنوعی: زن هندو با خال زیبایش در گلستان لباس خود، بسیار خوشایند و مورد توجه قرار گرفت زیرا او دارای پوست تیره و جذابی است.
مه اگر روی بپوشد ز تو میدارد شرم
گل اگر سرخ برآید ز رخ توست خجل
هوش مصنوعی: وقتی که تو از دید دیگران پنهان میشوی، ماه نیز شرم میکند. اگر گلهای سرخ زیبا میشوند، این زیبایی به خاطر رخت توست که باعث خجلت آنها میشود.
ساقیا حاصل عمرم می ناب است، بیار
تا ز دل پاک بشویم هوس بیحاصل
هوش مصنوعی: ای ساقی، عمر من در می ناب خلاصه شده است. بیا تا با نوشیدن این می، از دل خود آرزوهای بیفایده را پاک کنیم.
عاقلان را چو برد غول غم دهر ز راه
غیر دیوانه در این دور ندیدم عاقل
هوش مصنوعی: وقتی غم و اندوه این دنیا عاقلان را از مسیر خود دور میکند، دیگر در این زمان دیوانهای نمیبینم که عاقل باشد.
ناصر از وعدهٔ او بوی وفائی مطلب
سرو آزاد به هر باد نگردد مایل
هوش مصنوعی: ناصر، از وعدهٔ او نباید انتظار وفاداری داشته باشد، چون درخت سرو آزاد در هیچ بادی به یک سو متمایل نمیشود.