برگردان به زبان ساده
ای چشم سیاه تو بلای دل عاشق
ای زلف پریشان تو مجموع خلایق
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و سیاه تو زندگی را در دل عاشق به نابودی میکشاند و موهای پریشان تو همه مردم را تحت تأثیر قرار میدهد.
با عارض تو دل نبرد نام ریاحین
با چهرهٔ تو کس نبرد نام شقایق
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو دل را به خود مشغول میکند، هیچکس نمیتواند با چهرهات، شکلی بهتر از گلهای زیبا را معرفی کند.
اسرار لب لعل تو هرکس نشناسد
بیخون جگر حل نتوان کرد دقایق
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند رازهای لب لعل تو را بشناسد، بدون اینکه از دلش خون بریزد، نمیتواند به عمق این رازها دست پیدا کند.
جز حاجب ابروی تو بر گوشهٔ چشمت
هندو نشنیدم که کند خدمت لایق
هوش مصنوعی: جز پرههای ابروی تو که بر گوشه چشمت قرار گرفته، هیچ کس را ندیدم که به اندازهی تو به خدمتگزاری بپردازد.
من زان توام گر بزنی ور بنوازی
بر حکم تو موقوف و به رأی تو موافق
هوش مصنوعی: من از تو هستم، اگر مرا بزنی یا اگر با محبت با من رفتار کنی، رفتار و سرنوشت من به تصمیم و رأی تو وابسته است.
خواهم که برافتد به جهان پرده ز ناصر
تا فرق کنی یار موافق ز منافق
هوش مصنوعی: میخواهم که در جهان همه چیز روشن شود تا بتوانی دوست واقعی را از دشمنان شناخته و تمایز قائل شوی.