برگردان به زبان ساده
سوختهام از دل مسکین خویش
خستهام از خاطر غمگین خویش
هوش مصنوعی: دل ضعیف و زخمزدهام باعث آتش گرفتن جانم شده و از یادآوری نگرانیها و ناراحتیهای خود خسته و دلزده هستم.
حیف بود بر دهنت جام می
تلخ مگردان لب شیرین خویش
هوش مصنوعی: خوشی و شیرینی را با تلخی و درد نخور، قدر لحظات خوش را بدان و طعم شیرین را از دست نده.
حال جهانی همه بر هم مزن
تاب مده کاکل مشکین خویش
هوش مصنوعی: در حال حاضر، همهچیز را به هم نریز و اجازه نده که زیبایی چهرهات بر همگان تاثیر بگذارد.
سنبل آشفته به رو در مپیچ
ظلم مکن بر گل نسرین خویش
هوش مصنوعی: از زیباییها و لطافتهای زندگی سود جوی، اما به آنها آسیب نزن و در مشکلات، زیباییها را نادیده نگیر.
سر ببُر آن هندوی شوریده را
تا نکند روی تو بالین خویش
هوش مصنوعی: سر آن هندوی پُر شور را ببُر تا نتواند چهرهات را به چالاکی بر بالین خود بگذارد.
همچو گلش زود رود سر به باد
هر که نهد گوش به گلچین خویش
هوش مصنوعی: همانطور که گل به سرعت از بین میرود، هر کسی که به میل و خواستههای خود گوش دهد، زود از بین میرود.
زار بگرید چو تو خندان شوی
چشم فلک بر مه و پروین خویش
هوش مصنوعی: وقتی تو بخندی، آسمان هم به تماشای ماه و ستارهها مینشیند و این در حالی است که من در غم و اندوه خود غرق شدهام.
دین چه بود گر تو به دین مایلی
زود برآریم ز دل و دین خویش
هوش مصنوعی: اگر تو به دین و مذهب علاقهمند هستی، ما سریعاً از دل و ایمان خود برای تو حمایت خواهیم کرد.
عمر بشد ناصر و نامد دمی
کاین دل آزرده کشد کین خویش
هوش مصنوعی: عمر به سر رسید و ناصر حتی یک لحظه هم نیامد تا این دل غمگین و رنجیده را آرام کند.