برگردان به زبان ساده
میشود در تاب چشم روشنش
گر بود پروانه در پیرامنش
هوش مصنوعی: اگر پروانهای در اطراف چشم روشن او باشد، میتواند در تاب و روشنی آن چشم ذوب شود و در آن غرق گردد.
تا بدیدم صبر من سیماب شد
در بر سیمین دل چون آهنش
هوش مصنوعی: وقتی صبر من را دیدند، مانند جیوه ناپایدار شد و در آغوش دل سیمین او، بهمانند آهن، محکم و استوار گشت.
نبود آن مه را زیانی گر شوم
چون عطارد خوشهچین خرمنش
هوش مصنوعی: اگر آن ماه زیبا نباشد، برای من ضرری ندارد، چون من هم مانند عطارد در خوشهچینی از محصول او خواهم بود.
لالهٔ رویش همیبیند چمن
لال میگردد زبان چون سوسنش
هوش مصنوعی: چهرهٔ زیبا و دلنشین او باعث میشود که گلها در باغ سکوت کنند، گویی زبانشان بند آمده و مانند سوسن خاموش شدهاند.
ساقیا از حلق شیشه خون بریز
چند باشد خون رز در گردنش
هوش مصنوعی: ای ساقی، از شیشهات خون بریز! چند گل سرخ در گردن دارد، که در هر بار نوشیدن، آن را به نمایش بگذارد!
غنچه را سر در گریبان از حیاست
خیز و بر کن ای صبا پیراهنش
هوش مصنوعی: غنچه به خاطر حیا، سرش را در گریبان خود پنهان کرده است. ای باد صبا، برو و پیراهنش را از روی او بردار.
گر ببیند حال من از جور دوست
دشمن من رحم آید بر منش
هوش مصنوعی: اگر او حال من را از ظلم دوستی ببیند، دشمن من هم بر من رحم خواهد کرد.
در دل تیره اگر تنگ است جای
مینشانم بر دو چشم روشنش
هوش مصنوعی: اگر دل تیره و حزنآلود باشد، من در جایی از چشمان روشنش میگذارم.
گر شود ناصر به خواری خاک راه
گرد ننشیند همی بر دامنش
هوش مصنوعی: اگر ناصر به ذلت و خفت بیفتد، گرد و خاک راه بر دامن او نخواهد نشسته.