برگردان به زبان ساده
به دندانمزد افشاندیم جان بر لعل خندانش
دریغا این نواله نیست اندر خورد دندانش
هوش مصنوعی: ما جان خود را به قیمت دندانمزد به پای لبهای خندان او سپردیم، اما افسوس که این لذت قابل چشیدن نیست و نمیتوان آن را با دندان مزه کرد.
نیارد کرد سر از جیب مشرق تا ابد بیرون
اگر خورشید بیند تکمهٔ زر بر گریبانش
هوش مصنوعی: اگر خورشید بر روی گریبان کسی، دکمهای زرین ببیند، تا ابد نمیتواند سر خود را از جیب مشرق بیرون آورد.
به زیر گرد، از آن نم، جان مشتاقان شود تازه
گر افتد قطرهای خوی بر زمین از ماه تابانش
هوش مصنوعی: وقتی باران قطرههای خود را بر زمین میریزد، جان افرادی که دلشان به عشق و شوق پر شده، تازه و زنده میشود؛ مانند نوری که از ماهتاب بر زمین میافتد.
زدی هر شب صبا آن سروِ گلرخ را بسی بوسه
اگر دایم نبودی نرگس جادو نگهبانش
هوش مصنوعی: هر شب نسیم به آن سرو زیبا بوسه میزند، اما اگر نرگس جادو همیشه در کنار او نبود، نمیتوانست به خوبی از او محافظت کند.
خیالش را ز هر چشمی ملالت میشود پیدا
از آن میدارم اندر پردههای دیده پنهانش
هوش مصنوعی: وقتی به خیال او نگاه میکنم، احساس کمبودش در چشمانم مشخص میشود. به همین دلیل، سعی میکنم این احساس را در پس پردههای چشمانم مخفی کنم.
سر من گر رسد بر عرش از عزت، خورد حسرت
بر آن خاکی که بر وی بگذرد سرو خرامانش
هوش مصنوعی: اگر سر من به بلندای عرش برود و عظمت پیدا کند، حسرت میخورم بر آن خاکی که سرو خرامانی بر روی آن قدم میگذارد.
چه غم گر جان به زحمت میدهد ناصر در این سودا
هر آنکو این چنین جان داد، رحمت باد بر جانش
هوش مصنوعی: چه غمی است اگر ناصر در این معامله جانش را به خطر میاندازد؟ هر کسی که اینگونه جان خود را فدای این عشق کند، بر جانش رحمت باد.