برگردان به زبان ساده
غم دنیا چه خوری تا خوردت رنج و غمش
جام جم نوش و فراموش بکن ملک جمش
هوش مصنوعی: غم و غصههای دنیا را چرا تحمل کنی وقتی که تو را به درد و رنج میاندازد؟ به مانند جام جم بنگر و همه چیز را فراموش کن تا مانند پادشاه جمش به آرامش برسی.
خاک شو بر در میخانه که باب کرم است
آب کرمست که خوانند کلید کرمش
هوش مصنوعی: به درگاه میخانه برو و خود را به خاک بیفکن، زیرا در اینجا دروازه generosity (بخشش) است. آب کرم، یعنی چیزی که به آن احترام میگذارند و آن را کلید نعمتها میدانند.
بندهٔ پیر مغانم که چو ما رندان را
آبروئی است در آن کوی ز خاک قدمش
هوش مصنوعی: من بندهٔ پیر مغان هستم که در آن محله، رندان مثل من حرمت و آبرویی دارند به خاطر قدمهای او بر روی خاک.
خدمت دختر رز بِه که ردان داشتهاند
که چو تو زاهد هشیار بود صد خدمش
هوش مصنوعی: بهتر است که به دختر زیبایی خدمت کنم که افرادی بودند که نسبت به او زهد و هشیاری داشتند، چون تو زاهدی هوشیار بودی که به تعداد زیاد در خدمت او بودند.
در شگفتم ز مغنی که به نی ساخته است
مار را همدم خود کرده به افسون دمش
هوش مصنوعی: در حیرتم از خوانندهای که با نی، مار را همدم خود کرده و با جادوی صدایش آن را مجذوب کرده است.
تا پس پرده دل ما نخورد غصهٔ دهر
پردهٔ دل بگشاید ز دم زیر و بمش
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل ما درگیر مشکلات و غمهای دنیا است، پردهٔ دل، یعنی احساسات ما، نمیتواند به صورت کامل و روشن آشکار شود. اما وقتی که به آرامش و راحتی خاطر برسیم، آن پرده برداشته خواهد شد و در نتیجه، احوالات و احساسات واقعیمان به تصویر کشیده میشود.
ناصر آن نیست که از فتنه سپر اندازد
عاشق آن است که سازند به رندی علمش
هوش مصنوعی: ناصر کسی نیست که از مشکلات و فتنهها فرار کند؛ بلکه عاشق واقعی کسی است که با ذکاوت و ترفند، به مقابله با چالشها میپردازد و علم و دانشش را به کار میگیرد.