برگردان به زبان ساده
ورای رندی و مستی مجو ز گوهر ناس
که عشق درّ یتیم است و جام می الماس
هوش مصنوعی: از آنچه که در دنیا به عنوان نشانههای هوش و شیطنت یا خوشی و شوق مطرح است، برتر و بالاتر برو. زیرا عشق مانند مرواریدی یتیم و تنهاست و شرابی که مینوشیم، ارزش و زیبایی خاصی دارد.
جمال سبزه و گل بین میان صحن چمن
چنان که خضر نشیند به صحبت الیاس
هوش مصنوعی: زیبایی سبزه و گل را در دل چمن ببین که چگونه خضر در کنار الیاس نشسته است.
بیا به بزم گدایان و ملک ایشان بین
که ساقی و دف و چنگ است و جام می اجناس
هوش مصنوعی: به میهمانی فقیران بیا و نگاه کن که معشوق و ساز و آواز و جام شراب در آنجا حضور دارند.
به ما حکایت بیهوده کم کن ای زاهد
که در طریقت ما نیست مستقیم قیاس
هوش مصنوعی: ای زاهد، از ما حکایتهای بیفایده کم کن، زیرا در راه و روش ما، قیاس و مقایسه مستقیم معنی ندارد.
چو عنکبوت تو دامی نهادهای از زرق
سرای شرع محمد چنین نداشت اساس
هوش مصنوعی: تو مانند عنکبوت، دامهای فریبندهای برپا کردهای، اما این افکار و ترفندهای تو، با اصول محکم دین محمد سازگار نیست.
در آمد از در مسجد مقلد از پی حشو
چو گربهای که در آمد به خانهٔ روّاس
هوش مصنوعی: مردی از در مسجد وارد شد که به تقلید از دیگران میپرداخت، درست مانند گربهای که به خانهای که پر از مواد مزاحم و اضافی است، وارد میشود.
نشسته واعظ جاهل به جامهٔ صد رنگ
میان تختهٔ منبر چو رحلک وسواس
هوش مصنوعی: واعظ نادانی در لباسهای رنگارنگ و زیبا نشسته است، مانند فردی که در حین وعظ و خطابه دچار شک و تردید است.
نیئی تو آنچه نمائی، خدای میداند
به عقل قدر بریشم توان شناخت زلاس
هوش مصنوعی: تو مانند نی هستی، هر چه مینمایی، خداوند از درون تو آگاه است. عقل انسان تنها به اندازهای که میتواند درکی از تو پیدا کند، قادر به شناخت تو است.
به گرد کوی ضلالت همیشه سرگردان
ببسته دیدهٔ معنی به شکل گاو خراس
هوش مصنوعی: در اطراف مسیر گمراهی همواره سرگردان و پریشان هستم، چشمانم به شکلی وحشی و بیهدف بسته شده است.
برو دوای دل از عشق جوی چون ناصر
هوای دولت شاهی و خواجه را افلاس
هوش مصنوعی: برو و برای دل خود درمانی برای عشق پیدا کن؛ چرا که ناصر به دنبال خوشی و ثروت و مقام دولتی است، اما حال خواجه به قدری خراب است که به فقر و تنگدستی رفته است.