برگردان به زبان ساده
چشمان تو کشیده کمان و گشاده تیر
دل را کنند غارت و جان را برند اسیر
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند کمانی هستند که تیر دل را به سمت هدف نشانه میرود و این تیر به طرز بیرحمانهای قلب را تسخیر میکند و روح را به اسارت میبرد.
تیره است بی تو چشم من ای ماه، رخ گشای
در پا فتاد کار من ای دوست دست گیر
هوش مصنوعی: چشم من بی تو تاریک و افسرده است ای ماه، وقتی که تو رخسارهات را نمایان کنی، کار من به شدت به وخامت میرسد، ای دوست، لطفا به کمکم بیا.
چشمم بس است، بیش مبین رو در آینه
تا حسن بینظیر تو را ناورد نظیر
هوش مصنوعی: چشمم به تو قانع است، دیگر به آینه نگاه نکن تا زیبایی بیهمتای تو را بینظیر نبیند.
مژگان تو ز جوشن پرهیز و درع صبر
میبگذرد چو سوزن پولاد از حریر
هوش مصنوعی: مژگان تو به مانند تیری تیز و برنده از میان زرهی محکم و لباس صبر عبور میکند، همانطور که سوزن پولادین از پارچهی ابریشمی میگذرد.
از زاهدان گریخته چون روغنم ز آب
آمیخته به عشق بتان همچو شهد و شیر
هوش مصنوعی: من از زاهدان فرار کردهام، مانند روغنی که از آب جدا شده است. به عشق معشوقان، مانند عسل و شیر، لطیف و دلپذیرم.
ما را به بوی زلف تو مجلس معطر است
مجمر ببر که در سر ما باشد آن عبیر
هوش مصنوعی: عطر و بوی زلف تو فضای ما را خوشبو کرده است، پس بَخور را ببر که آن عطر در دل ماست.
واعظ مگو که ناصر از آن سو نظر مکن
کاو دیده بر ندارد اگر دوزیاش به تیر
هوش مصنوعی: واعظ، نگو که ناصری وجود دارد، زیرا او همواره نگاهی به آن سو ندارد و اگر هم نگاهی بیندازد، به راحتی نمیتواند آن را ببیند.