برگردان به زبان ساده
حُسنش چو گل به هردم رنگی دگر برآید
از هر ورق چو غنچه نقش دگر نماید
هوش مصنوعی: زیبایی او مانند گل در هر لحظه رنگ و حالت جدیدی به خود میگیرد و از هر طرف مانند غنچه ویژگیهای متفاوتی را نشان میدهد.
زنجیر زلف او را از حلقه نیست بیرون
باد صبا ز زلفش گر حلقهای رباید
هوش مصنوعی: زنجیر موهای او به قدری محکم است که هیچکس نمیتواند آن را از حلقه بیرون بیاورد. حتی اگر نسیم صبحگاهی هم بخواهد بخشی از این زنجیر را بدزدد، باز هم نمیتواند.
از چشم او گشاید کاری که بسته باشد
گر عقدهای به کارم ابرویِ او فزاید
هوش مصنوعی: چشم او میتواند گرهای را باز کند که بسته است و اگر مشکلی در کارم وجود داشته باشد، ابروی او میتواند به آن افزوده شود.
ما را به مهر رویش مهریست در مقابل
آن ماه را چه نقصان گر ماه خوش برآید
هوش مصنوعی: ما به عشق چهرهاش مهری داریم، اما در برابر آن ماه، کمبودی احساس نمیکنیم. چه بسا که آن ماه هم درخشش خود را از او دریافت میکند.
عمر من است مطرب، میخواهمش همیشه
دانی چه حال باشد، چون عمر من سر آید
هوش مصنوعی: زندگی من شبیه به نوازندهای است که میخواهم همیشه مثل او باشم. آیا میدانی حال و روزم چگونه خواهد بود وقتی عمرم به پایان برسد؟
گفتم ز دل برآیم چون دلبر آید اما
باید که این کفایت ما را ز دل برآید
هوش مصنوعی: گفتم که چون محبوب بیاید، من نیز از دل برخواهم آمد، اما باید اینقدر در دل ما باشد که بتوانیم بر اساس آن عمل کنیم.
ناصر اگر نیاید آن عمر رفتهٔ ما
مائیم و خاک پایش چندانکه عمر پاید
هوش مصنوعی: اگر ناصر نیاید، ما همچنان در یاد او و در پی footprints زندگیاش خواهیم ماند، به اندازه عمر طولانیای که داریم.