برگردان به زبان ساده
ماه است رخ یار، به ما خوش نبرآید
سرو است قد دوست، به بر میندرآید
هوش مصنوعی: چهره ی محبوب مانند ماه است که زیبایی آن برای ما دلپذیر نیست و قامت او مانند سرو است که در آغوش ما نمیگنجد.
ما همچو گلش سینهٔ صد پاره نمودیم
او غنچه صفت روی به ما میننماید
هوش مصنوعی: ما مثل گلی که در دلش هزاران درد و رنج دارد، دلی پارهپاره داریم؛ اما او که مثل غنچهای زیباست، به ما نگاهی نمیکند.
چون در قدم نازک گل خار جدائیست
شرط ادب آن است که بلبل نسراید
هوش مصنوعی: زمانی که در زیر پای گل نازک، خار جدایی وجود دارد، ادب آن است که بلبل نغمهای سر ندهد.
رفتی که بیایم، به سرت گر تو نیائی
پایم من سرگشته، ولی عمر نپاید
هوش مصنوعی: وقتی رفتی و نرفتی که برگردی، اگر تو نیایی، من سرگشته و پر از سردرگمیام، ولی عمرم زیاد نمیگذرد.
گر باد صبا در چمن آرد ز تو بوئی
هرچند بود تنگ دل، غنچه گشاید
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی بوی تو را به چمن بگرداند، حتی اگر دل کسی تنگ باشد، گلبرگها باز خواهند شد.
در خاک چو با خود ببرم حسرت رویت
هر گُل که برآید ز گِلم بوی تو آید
هوش مصنوعی: اگر من در خاک خاکی شوم و حسرت دیدن چهرهات را با خود به همراه داشته باشم، هر گلی که از خاک من بروید، بوی تو را خواهد داشت.
گر زلف چو چوگان تو ناصر به کف آرد
از هر دو جهان گوی سعادت برباید
هوش مصنوعی: اگر زلف تو مانند چمنزارهای زیبا باشد، ناصر با در دست داشتن آن میتواند از هر دو جهان، خوشبختی را به دست آورد.