برگردان به زبان ساده
از درد هجر جانا جانم به همیبرآید
ای جان تو برنیائی، باشد که دلبر آید
هوش مصنوعی: از غم جدایی محبوب، روح و جانم به تنگ آمده است. ای جان، خود را از این درد نرسان، باشد که معشوق به سراغ من بیاید.
از آب دیدهٔ من تر شد زمین و گُل رُست
شاید کز آب دیده آن سرو در بر آید
هوش مصنوعی: از اشکهای من زمین مرطوب شده و گلها روییدهاند، شاید به خاطر این اشکها، آن سرو بلند در دلم شکفته شود.
بیمارم و ندارم درمان درد هجران
با عمر من بگوئید، تا زود بر سر آید
هوش مصنوعی: من در رنج درد جدایی بیمار هستم و هیچ درمانی برای این درد ندارم. از عمرم بگویید تا هر چه زودتر پایان یابد.
تا آفتاب چشمت در سایبان ابروست
یا آنکه خواب نرگس با سایه در خور آید
هوش مصنوعی: تا زمانی که نور چشمانت در زیر سایه ابروهایت است یا اینکه خواب گل نرگس با سایهاش تطابق دارد.
عکس خط مسلسل از آب چشم ما جوی
زیرا که سبزهٔ تو بر چشمه خوشتر آید
هوش مصنوعی: چشمهای ما از اشک پر شده و به شکل خطی دراز و پیوسته به هم به زمین میرسند، زیرا زیبایی سبزههای تو جلوی چشمه برای ما دلپذیرتر است.
ای ماه اگر گشائی یک شب ز روی برقع
خورشید را چه زهره تا صبحدم برآید
هوش مصنوعی: ای ماه، اگر یک شب چهرهات را از پشت پرده خورشید نشان دهی، چه کسی میتواند تا صبح بر آید و درخشش تو را ببیند؟
ناصر دو در گشادست دل را ز چشمهٔ خون
باشد که همچو دولت یار از یکی درآید
هوش مصنوعی: دل انسان مانند دو در باز است و درون آن از چشمهٔ خون جاری است. این خون، شگفتی و حالتی دارد که به مانند یار است که از یک در وارد میشود.