برگردان به زبان ساده
در هر زمین که سروی چون قد او برآید
شاید که نرگس و گل چون چشم و رو برآید
هوش مصنوعی: هرجا که درخت سرو به بلندی او از زمین سر برآورد، شاید که نرگس و گل هم مانند چشمان زیبا و چهرهی او، سر از خاک بیرون بیاورند.
با خود به خاک اگر من تاری برم ز زلفش
نبود عجب که از گِل، گُل مشکبو برآید
هوش مصنوعی: اگر من به زمین بروم و موهایم را به خاطر او بر خاک بگذارم، غیرعادی نیست که از خاک، گلی خوشبو به وجود آید.
در سینه تخم عشقش چون در زمین بیفتد
زان خاک رُستنیها چون شکل او برآید
هوش مصنوعی: زمانی که عشق او در دل من جوانه بزند، همانطور که از زمین، گیاهانی شکل میگیرند، زیبایی و ویژگیهای او نیز از دل من خواهد روئید.
نقش میان او رُست در چشم و زار گریم
آبی رود ز دیده، وقتی که مو برآید
هوش مصنوعی: چشمم در تماشای او و زیباییاش غرق شده و به قدری تحت تأثیر قرار گرفتهام که اشکم همچون آبی که از رود میگذرد، سرازیر میشود. احساساتی عمیق و دردناک در من به وجود آمده، مخصوصاً زمانی که او با زیباییاش ظاهر میشود.
از بسکه چون صراحی پرخون شد اندرونم
هردم که دم برآرم، خون از گلو برآید
هوش مصنوعی: در وجود من به قدری احساسات و درد جمع شده که هر بار که نفس میزنم، مثل اینکه خون از گلویم بالا میآید.
گویند گفت و گو را بگذار، میندانند
در خاک و خون بمیرم، این گفت و گو برآید
هوش مصنوعی: میگویند از بحث و گفتگو دست بردار، اما نمیدانند که من برای این موضوع جان میسپارم و این گفتگو بالاخره نتیجهای خواهد داشت.
هرگز بود که بینم آن آرزوی جان را
ترسم که جان ناصر زین آرزو برآید
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم آن آرزوی جان را ببینم، اما میترسم که جان ناصر به خاطر این آرزو نجات پیدا کند.