برگردان به زبان ساده
دلبر اگر به کام دل من نمیشود
من راضیام ز دوست که دشمن نمیشود
هوش مصنوعی: اگر محبوب من آنطور که میخواهم به خواستهام نمیرسد، من باز هم از دوست ناراضی نیستم چون او به دشمن مبدل نمیشود.
هرکس که همچو پیر فلک خوشهچین نشد
چون مهر و ماه صاحب خرمن نمیشود
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند سالهای عمر پیری تجربه و دانش را جمعآوری نکرده باشد، مانند خورشید و ماه نمیتواند به سعادتی بزرگ و ارزشمند دست پیدا کند.
روی بهی نبیند از آسیب دشمنان
تا بر خلیل نار تو گلشن نمیشود
هوش مصنوعی: چهره زیبا از آسیب دشمنان نمیبیند، تا زمانی که به دل خلیل نار نبیند، باغ و گلشنی به وجود نمیآید.
فن من است عاشقی و بی تکلفی
عاقل به فکر واقف این فن نمیشود
هوش مصنوعی: عاشق بودن بدون هیچ تظاهر و ادعایی هنر من است و کسی که عاقل و باهوش است، به این هنر آگاه نیست.
خون رز است همچو صراحی به گردنم
شکر است خون خلق به گردن نمیشود
هوش مصنوعی: خون گل سرخ مانند شرابی در گردن من است و شیرینی آن در من وجود دارد، اما خون مردم بر گردنم نمیآید.
تا ناصر از حجاز نیاید سوی عراق
عشاق را مقام معین نمیشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که ناصر از حجاز به عراق نیاید، عشقها به سرانجام نمیرسند و عشقورزان نمیتوانند به آرامش و جایگاه مشخصی دست پیدا کنند.