برگردان به زبان ساده
سر شد ز دست و مهر تو از سر نمیشود
یک ذره درد عشق تو کمتر نمیشود
هوش مصنوعی: عشق تو از زندگیام رخت بسته، اما مهر و محبتت هرگز از دلم نمیرود. حتی یک ذره از درد عاشقانهام کاهش نمییابد.
ما خوردهایم چو خضر آب حیات عشق
وین منزلت به ملک سکندر نمیشود
هوش مصنوعی: ما مانند خضر، نوشیدنی عشق را چشیدهایم و این مقام و جایگاه به سکندر پادشاه هم داده نمیشود.
گر سیلها روان شود از چشم ما چه باک
چشم تو را که نوک مژه تر نمیشود
هوش مصنوعی: اگر اشکهایمان به اندازهٔ سیل سرازیر شود، برای تو چه اهمیتی دارد؟ چون حتی نوک مژهات هم تر نخواهد شد.
جُستم مراد، هیچ میسر نشد، مگر
در عاشقی مراد میسر نمیشود
هوش مصنوعی: به دنبال هدفم بودم، اما هیچ چیز به دست نیاوردم، جز این که در عشق، به خواستهام رسیدم.
من هر چه جد و سعی بود میکنم ولی
تغییر در نصیب مقدر نمیشود
هوش مصنوعی: من هرچه تلاشم کنم و در راه هدفم کوشا باشم، اما تغییراتی که مقدر شدهاند، همچنان تغییر نمیکنند.
گر در برابرم نبود روی تو رواست
گوهر به خاک راه برابر نمیشود
هوش مصنوعی: اگر در مقابل من چهره تو نباشد، ایرادی ندارد؛ چون جواهر هرگز در مسیر خاکی قرار نمیگیرد.
ناصر مقرر است که جان نمیدهی
ملک وصال دوست مقرر نمیشود
هوش مصنوعی: اگر جان خود را هم ندهی، نمیتوانی به نعمت وصال دوست دست یابی.