برگردان به زبان ساده
مرا که نقش خیال تو در نظر باشد
چو بحر و کان صدف دیده پر گهر باشد
هوش مصنوعی: وقتی که تصویر تو در ذهنم نقش بسته است، چشمانم مانند دریایی پر از گوهر میشود.
اگر به ساحل چشمم خیال تو گذرد
ز موج بحر همان به که برحذر باشد
هوش مصنوعی: اگر در چشمانم یاد تو بیفتد، بهتر است که از طوفان دریا در امان باشم.
چو خاک رهگذر افتادهام، گذری کن
ترا اگر چه ز امثال ما گذر باشد
هوش مصنوعی: من مانند خاکی که در مسیر افتاده است، به تو مینگرم و خواهش میکنم اگرچه ممکن است من از افرادی مثل خودم باشم، تنها نگاهی به من بینداز.
چو کوه پای به دامن کشیدهام، چه عجب
اگر ز خون دلم لعل بر کمر باشد
هوش مصنوعی: من چون کوهی استوار و محکم هستم و اگر بر کمر من اثراتی از رنج و درد دل دیده میشود، چیز عجیبی نیست.
شنیدهام که شود خون به ناف آهو مشک
دلا مدار توقع که بیجگر باشد
هوش مصنوعی: گفتهاند که اگر آهو را زخمی کنند، خونش مشکی میشود. اما نباید از دل شکسته و ناراحت انتظار داشته باشی، چون این حالت نشاندهندهی عدم جگر و شجاعت است.
بلای عشق قضا بود و من ندانستم
که اقتضای قضا تا بدین قدر باشد
هوش مصنوعی: عشق یک سرنوشت حتمی بود و من متوجه نشدم که این سرنوشت تا این اندازه سخت و دردناک خواهد بود.
خبر نمیدهد از سر وصل او ناصر
که هر که مست مدام است بیخبر باشد
هوش مصنوعی: ناصر از وصل او هرگز خبری نمیدهد، زیرا کسی که همیشه مست است، از واقعیات بیخبر میماند.