برگردان به زبان ساده
نسیم صبحدم از مرغزار برخیزد
هزار زاری از مرغِ زار برخیزد
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی از دشتها میآید و هزاران صدای غمانگیز از پرندههای آنجا به گوش میرسد.
به رنگ و بوی تو گر بشکفد گل صدبرگ
هزار ناله ز جان هزار برخیزد
هوش مصنوعی: اگر گل صدبرگ با رنگ و بوی تو بشکفد، هزاران ناله از دل بلند میشود و هزاران جان به خاطر تو زنده میشوند.
چنان به دیده درآمد خیال نرگس مست
که چشم یار ز خواب خمار برخیزد
هوش مصنوعی: چنان تصویری از نرگس مست در ذهنم نقش بسته که چشمان محبوب از خواب عمیق بیدار میشود.
چنان ز روی برانداخت غنچه چادرِ شب
که از لحاف سحرگه نگار برخیزد
هوش مصنوعی: غنچه به شکلی زیبا و لطیف چادر تاریکی شب را کنار زد، طوری که معشوق صبحگاهی از زیر پوشش لحاف سحرگاهی خود بلند شد.
به آب دیده نشاند سحاب اگر از باد
میان سنبل و ریحان غبار برخیزد
هوش مصنوعی: اگر بخواهید به جای بارش باران، با اشک خود، ابر را برانگیزید، در این صورت اگر در میان گلها و گیاهان بادی بوزد، گرد و غبار برخواهد خاست.
فدای آب روان باد جان که هر سحرش
ز سبزه تازه نگار از کنار برخیزد
هوش مصنوعی: من جانم را فدای جوی آب میکنم، زیرا هر صبح، با زیبایی تازهای از سبزههای اطرافش برخاسته و زندگی را تازه میکند.
چو گَرد نیست هوائی و بیوفای ناصر
که هر زمان ز سر کوی یار برخیزد
هوش مصنوعی: گرچه در فضا غبار وجود ندارد و ناصر وفادار نیست، ولی او هر لحظه از سر کوی یار برمیخیزد.