برگردان به زبان ساده
بخت کو تا نظر لطف به کار اندازد
دست من گیرد و در گردن یار اندازد
هوش مصنوعی: بخت در اینجا به معنای شانس یا سرنوشت است. میگوید که این شانس کجاست که به من کمک کند و دستم را بگیرد تا بتوانم محبوبم را در آغوش بگیرم.
وقت آن است که بحر کرمت موج زند
کشتی هستی ما را به کنار اندازد
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده است که دریای کرمت به تلاطم درآید و کشتی وجود ما را به ساحل نجات برساند.
پای بوس تو نیابم مگر آنگه که صبا
ببرد خاکم و در راهگذار اندازد
هوش مصنوعی: من نمیتوانم پای تو را ببوسم مگر اینکه باد صبا خاک من را بردارد و در مسیر تو بیندازد.
گشتهام کشتهٔ چشم تو که آن سخت کمان
به یکی تیر چو من صید هزار اندازد
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر چشم تو قرار گرفتهام و اکنون مانند شکار شدهای هستم. آن کمان سختی که در دستان توست، با یک تیر میتواند هزاران مانند مرا بدزدد.
غمزهاش بر دلم انداخت خدنگی و هنوز
نگران است دل من که دوبار اندازد
هوش مصنوعی: هنگامی که او با نگاهی فریبنده به من خیره شد، قلب من را با تیر خویش هدف گرفت و هنوز هم دل من نگران است که دوباره چنین اتفاقی بیفتد.
تا گل روی تو در خواب بینم هر شب
هجر تو بستر من بر سر خار اندازد
هوش مصنوعی: هر شب که خواب تو را می بینم، یاد تو و دوریات مانند خاری بر روی بستر خواب من میافتد.
گفت ناصر به من آن دوست نینداخت نظر
دوست هر جا نظر خویش چه کار اندازد
هوش مصنوعی: ناصر به من گفت که آن دوست به من توجهی ندارد. هر کس فقط به آنچه خود میبیند توجه میکند و کاری به کار دیگران ندارد.