برگردان به زبان ساده
از دل گذشت غمزهاش، از جان گذاره کرد
چشمم به گریه راز نهان آشکاره کرد
هوش مصنوعی: چشمانم به خاطر غمزهای که از دل گذشت، به گریه افتاده است و راز نهان را برملا کرد.
تیر از چه زد، چو میتپم از تیغ او به خاک
این صید را چه دید که بسمل دوباره کرد
هوش مصنوعی: تیر از کجا شلیک شد، چرا که من از درد تیغ او به زمین افتادهام. این شکارچی چه چیزی را دیده که دوباره به شکار پرداخته است؟
برداشت پرده سروِ قباپوش ما ز روی
دل را چو غنچه پیرهنِ صبر پاره کرد
هوش مصنوعی: زمانی که دلِ ما به زیبایی و لطافتِ سروِ قباپوش اشاره کرد، صبر ما مانند غنچهای نازک و شکننده پاره شد.
میرفت و خون خلق ز فتراک او روان
بسیار از این شکار که آن یکسواره کرد
هوش مصنوعی: او در حال حرکت بود و بهواسطهی ترفندهایش، خون مردم زیادی را به زمین ریخته بود؛ زیرا تعداد زیادی از قربانیان این شکار، به دست او افتاده بودند.
هر جا که نعل مرکب او بر زمین رسید
گردون به شکل ماه نوشِ گوشواره کرد
هوش مصنوعی: هر کجا که پای مرکب او بر زمین گذاشته شد، آسمان به شکل ماهی زیبا و جواهرگونه درآمد.
سی پاره کرد مصحف دل را به تیغ غم
بهر روان غمزده ختم سه باره کرد
هوش مصنوعی: دل به خاطر غمهایش به شش قسمت تقسیم شد و با تیغ درد و رنج، سه بار جانِ غمگین را به پایان رساند.
تیغی به تارکم زد و آن حد من نبود
گوئی عنایتیست که سیر ستاره کرد
هوش مصنوعی: تیغی به تاریکی من زد که فراتر از قابلیت من بود، گویی این یک لطف الهی است که ستاره را به حرکت درآورد.
شد عاقبت نظارهٔ شهری ز مرد و زن
ناصر که یک نظر به جمالت نظاره کرد
هوش مصنوعی: در نهایت، شخصی از شهر به مرد و زن ناصر نگاه کرد و یک بار به زیبایی تو خیره شد.