برگردان به زبان ساده
با تو برابری رخ حور و ملک نکرد
آن کرد چهرهٔ تو که مهر ملک نکرد
هوش مصنوعی: اکنون با تو برابری نمیکند، نه صورت حوری و نه زیبایی ملائک. این زیبایی که در چهرهٔ توست، مانند مهر و زیبایی ملک نیست.
از شرق تا به غرب ز خوبی یگانهای
خورشید ملک خود به کسی مشترک نکرد
هوش مصنوعی: از شرق تا غرب، زیبایی بینظیری وجود دارد که مانند خورشید، تنها متعلق به خود و منحصر به فرد است و هیچ کس نمیتواند آن را به اشتراک بگذارد.
بی ابروی هلال تو دل شادمان نشد
دانم یقین که عید کسی روزِ شک نکرد
هوش مصنوعی: بدون ابروی هلال تو، دل شادمان نشد. میدانم به یقین که عید کسی روزی است که در آن تردید ندارد.
بر من شبی ز هجر تو هرگز نگشت روز
تا چشم من ز گریه سما را سمک نکرد
هوش مصنوعی: شبی نمیگذرد که به خاطر دوری تو، صبح نبیند و چشمانم از گریه به حالت نرمی نرسد.
خندان نگشت پسته و بیرون نشد ز پوست
تا بر جراحتش لب لعلت نمک نکرد
هوش مصنوعی: پسته وقتی که پوستش را نکند و نترکد، خندان نمیشود. تا زمانی که به زخم یا جراحتش نمک نزنند، دردش تسکین پیدا نمیکند.
خط گر چه هست دشمن حسنت، سرش مبُر
کز داغ تیره از ورق ماه حک نکرد
هوش مصنوعی: هرچند که خط و نوشته ممکن است به زیباییات آسیب بزند، اما نگذار به خاطر آن، از زیبایی خودت کم شود و لکههای دردناک روی صفحهٔ زندگیات باقی بماند.
ناصر نیافت وجه زر از دارضرب عشق
صراف عشق حال ورا تا محک نکرد
هوش مصنوعی: ناصر نتوانست ارزش واقعی عشق را از داراییهای دنیا پیدا کند، چون عشق را نمیتوان با معیارهای معمول سنجید و فقط با تجربه و احساسات واقعی میتوان به عمق آن پی برد.