برگردان به زبان ساده
گر از دهن تنگ تو مقصود برآید
از نقش عدم صورت موجود برآید
هوش مصنوعی: اگر از دهان تنگ تو خواستهام برآید، پس از خیال عدم، جلوهی وجود پیدا میشود.
گفتیم که گیریم کناری ز میانت
این بود مرادی که ز نابود برآید
هوش مصنوعی: ما گفتیم که کناری از تو بگیریم، زیرا این خواستهای است که از بین رفتن برمیخیزد.
در پرده رخت سوخت جهانی و نترسی
ز آن روز که از آتش تو دود برآید
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو چنان قدرتمند و سوزان است که تمام جهان را تحت تأثیر قرار داده، اما تو از این تأثیر نمیترسی و حتی روزی را تصور کن که آتش اشتیاق تو به قدری زیاد شود که تنها دود باقی بگذارد.
زلف تو شبی گفت که جان بخشمت از بوی
هندوست، کی از دست وی این جود برآید
هوش مصنوعی: زلف تو در شبی گفت که جانم را از بوی تو که هندوئی داری میبخشم. اما این سخن که از دست او چنین بخششی برآید، چه زمانی امکانپذیر است؟
هر چند که دیر است به سر رشتهٔ زلفت
جان از چَهِ دلگیرِ تنم زود برآید
هوش مصنوعی: هرچند که وقت زیادی گذشته و من از زلف تو دور شدم، اما بهزودی روح من از درد و رنج تنم رها خواهد شد.
رنگ از رخ گلگون ایاز آرد و بوئی
هر گل که ز آب و گل محمود برآید
هوش مصنوعی: رنگ چهرهٔ زیبا و سرخ ایاز مانند گل است و هر گلی که از خاک و آب محمود به وجود میآید، بویی دارد خاص و دلانگیز.
از آتش دل گشت معطر دم ناصر
بی سوز کجا بوی خوش عود برآید
هوش مصنوعی: دل ناصر در آتش عشق میسوزد، اما او بدون اینکه خود بسوزد، بوی خوشی را به مشام دیگران میرساند؛ مانند اینکه عود بسوزد و عطرش فضا را پر کند.