برگردان به زبان ساده
مشتاب یکدم ساربان، کز گریه پایم در گل است
رحمی که این سرگشته را، پا در گل و ره در دل است
هوش مصنوعی: ساربان، من به خاطر گریههایم در این گل و لای معطل شدهام. آیا رحمی به من میکنی؟ من که در این منجلاب گم شدهام و دل را به راهی که مقدر شده، میزنم.
من خود نخواهم شد ز جان هرگز به آسانی جدا
گر جان جدائی میکند، کارم به غایت مشکل است
هوش مصنوعی: من هرگز نمیخواهم به آسانی از زندگیام جدا شوم. اگر زندگی خود به جدایی تن دهد، جدا شدن من بسیار دشوار خواهد بود.
وقت رحیل آن ماه را، گفتم که در محمل نشین
گر حمل بر جان میکنی، شاید که آن هم محمل است
هوش مصنوعی: وقتی آن ماه زیبا میخواست برود، به او گفتم که سوار بر کالسکه شود. اگر به خاطر عشق به من سفر میکند، شاید این عشق خودش هم مانند یک کالسکه باشد که او را همراهی میکند.
گه خیمه بر چشمم زند، گاهی فرود آید به دل
منزل به منزل میرود، وان مه که جانش منزل است
هوش مصنوعی: گاهی دوست چشمم را به خواب میبرد و گاهی به دل میرسد. او همچون مسافری است که به آرامی در دل منزل میکند، و آن ماهی که جانش به دل من جا دارد.
جانان سفر کردهست و جان، آهنگ رفتن میکند
نتوان به زورش داشتن، چون او به جانان واصل است
هوش مصنوعی: محبوب رفته و دل، نیت رفتن دارد. نمیتوان او را به زور نگه داشت، زیرا او به معشوق رسیده است.
هر منزلی کان مه رود، از دل نخواهد شد برون
چون او محیط عشق شد، هفت آسمان را سایل است
هوش مصنوعی: هر جایی که آن خنکای مه وجود داشته باشد، دل انسان هرگز از آنجا خارج نخواهد شد. چون وقتی محبت و عشق در دل انسان جاری میشود، دیگر همه چیز را در بر میگیرد و حتی آسمانها هم تحت تأثیر آن قرار میگیرند.
ناصر میان پا و سر، فرقی مکن در راه او
عاشق ز سر سازد قدم، گر در مَحبت کامل است
هوش مصنوعی: در عشق واقعی، میان پایهها و نهادها تفاوتی وجود ندارد. عشق واقعی آنقدر عمیق است که حتی اگر کسی از سر عشق قدم بردارد، این اقدام او به خاطر عشقش معنا مییابد. اگر محبت او کامل باشد، هر عملی که انجام دهد، از عشق است.