برگردان به زبان ساده
خانه بر دوشم کلید رزق ها باشد مرا
گردبادم گردش سرآسیا باشد مرا
هوش مصنوعی: من در زندگیام به مکان و امکاناتی نیاز دارم که باعث برآورده شدن نیازهایم شود و در عین حال، حوادث و تغییرات زندگی نتواند مرا از مسیرم منحرف کند.
کلفتی گر رو دهد سر در گریبان می کشم
چاکها در جیب محراب دعا باشد مرا
هوش مصنوعی: اگر دلم دچار تنگی شود و غم مرا احاطه کند، آنگاه چارهام این است که با خودم سخن بگویم و در دل به یاد دعا و نیایش بیفتم.
خیمه بر پا کرده ام بر روی دریا چون حباب
روزیی هر روزه از موج هوا باشد مرا
هوش مصنوعی: من در میان دریا خیمه زدهام، مانند حبابی که هر روز از امواج به وجود میآید و در آسمان معلق است.
ابر بی باران ز دریا می کشد شرمندگی
چشم بی نم کاسه دست گدا باشد مرا
هوش مصنوعی: ابر بدون باران از دریا خجالت میکشد، همانطور که چشم بینم یک کاسه دست گدا شرمنده است.
می دهد کلکم پس از من هرزه گویان را جواب
همچو نافرمان زبانی در قفا باشد مرا
هوش مصنوعی: هر یک از شما پس از من به سخنانی بیهوده پاسخ میدهد، همانطور که کسی که نافرمان است، در پشت سر من به زبانش شکایت میکند.
برگ کاهی هم نمی آید ز سوی کهکشان
با وجود آنکه رنگ کهربا باشد مرا
هوش مصنوعی: برگ بسیار سبکی هم از سمت کهکشان نمیآید، حتی اگر رنگی شبیه کهربا داشته باشد.
دزد هرگز در کمین خانه درویش نیست
پیرهن در بر ز نقش بوریا باشد مرا
هوش مصنوعی: دزدها هرگز در کمین خانه افراد بینوا نیستند، زیرا من لباس سادهای به تن دارم که نشاندهنده وضعیت اقتصادی پایین من است.
دل مشبک گشته در تن از هجوم آرزو
این زره تا چند در زیر قبا باشد مرا
هوش مصنوعی: دل من از هجوم آرزوها به تنگ آمده و مانند مشبک شده است. این زره و پوشش که به تن دارم، تا کی میتواند زیر این لباس پنهان بماند؟
سوی بازار خریداران نمی سازد گذر
در دکان از بس متاع بی بها باشد مرا
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه جنسهای بیارزش و بیکیفیت در بازار زیاد است، هیچگونه تمایلی به رفتن به دکان و خرید ندارم.
از قناعت سیدا عمر ابد دارم امید
آبرو سرچشمه آب بقا باشد مرا
هوش مصنوعی: از رضایت و قناعت سید عمر امیدوارم که بتوانم همیشه آبرو و بقاء خود را حفظ کنم، چرا که سرچشمه این بقاء برای من همان قناعت است.