برگردان به زبان ساده
غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا
حفظ آب روی سر در پیرهن دارد مرا
هوش مصنوعی: غنچههای خوابیده در آغوش چمن به من کمک میکنند تا آبرویم را حفظ کنم و این آبرو در پیرهنم نمایان است.
چون سپند امروز بی آرامم از سودای هند
یاد خاکسترنشینی بی وطن دارد مرا
هوش مصنوعی: امروز به آرامش نمیرسم و مانند آتشسوزی دلم در پی یاد و خاطر هندوستان میسوزد. این حس به من یادآوری میکند که من از وطن دور افتادهام و در این خاکستر برای وطنم غمگین هستم.
می خورم از بهر یک مصراع چندین پیچ و تاب
موی آتش دیده سودای سخن دارد مرا
هوش مصنوعی: به خاطر یک خط شعر، مینوشم و از زیباییهای دنیا لذت میبرم و در دل من شوق و آرزوی گفتوگو وجود دارد.
غنچه تصویر را از ناله آوردم به حرف
بر لب انگشت تحیر آن دهن دارد مرا
هوش مصنوعی: من تصویری از غنچه را با ناله به زبان آوردم و حالا با حیرت بر لبانم نشسته است. این احساس عمیق مرا در خود گرفته است.
تا شد او از بزم بیرون من شدم خلوت نشین
یاد عمر رفته دور از انجمن دارد مرا
هوش مصنوعی: وقتی او از مهمانی بیرون رفت، من به تنهایی نشستم و به یاد زندگی گذشتهام که از جمع و انجم دور شدهام، هستم.
پشت خود بر بیستون چون نقش شیرین مانده ام
همچو شیرین کاری خود کوهکن دارد مرا
هوش مصنوعی: در پشت بیستون، همچون تصویری از شیرین ماندهام و این نشاندهندهی هنری است که کوهکن در کارش دارد.
سیدا بر کشته سیماب حسرت می خورم
بس که بی آرام آن سیمین بدن دارد مرا
هوش مصنوعی: من به خاطر حسرتی که بر روی جسد آن زیبا و خمار دارم، بسیار ناراحتم؛ زیرا او با آن بدن نقرهای و دلربایش، هرگز آرام و قرار ندارد.