برگردان به زبان ساده
بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا
خار در پیراهن آن گل پیراهن دارد مرا
هوش مصنوعی: امروز دلم سخت بیقرار است، زیرا آن معشوق با آن بدن زیبا، مرا میآزارد. احساس میکنم درست مانند خاری در پیراهن گلی هستم که وجودم را نازک و حساس کرده است.
تا حدیثی از لب او در قلم آورده ام
در میان طوطیان شیرین سخن دارد مرا
هوش مصنوعی: وقتی که سخنی از لب او نوشتهام، بهطوری که در بین پرندگان شیرینگو، مرا ذکر کردهاند.
آدمی را میوه فردوس می سازد جوان
تازه و تر یاد آن سیب ذقن دارد مرا
هوش مصنوعی: انسان را جوانی تازه و شاداب به زندگی بهشتی و میوهای دلپذیر تبدیل میکند، اما در ذهن من همیشه یاد آن سیب کهن و قدیمی نقش بسته است.
بود همچون پسته از نعمت لبالب خانه ام
تنگ روزی آرزوی آن دهن دارد مرا
هوش مصنوعی: خانهام پر از نعمت است مانند پستهای که از پر شدنش به تنگی آمده، و روزی کسی آرزوی آن را دارد.
خط مشکینش مرا با چشم او کرد آشنا
تربیت امروز آهوی ختن دارد مرا
هوش مصنوعی: نقش خط زیبایش با نگاهش مرا آشنا کرد، حالا که امروز مانند آهوی ختن، دلبر و باوقار شدهام.
از خود آن یوسف چو یعقوبم نمی سازد جدا
در بغل پنهان چو بوی پیرهن دارد مرا
هوش مصنوعی: من مانند یعقوب از یوسف خودم هستم و نتوانستهام او را از خود دور کنم. در آغوشم پنهان است و من از بوی پیراهنش هنوز حسش میکنم.
کاکل مشکین پریشان کرده در بزمم رسید
بر سر خود نامهای بر هم زدن دارد مرا
هوش مصنوعی: در محفل جشن، موهای مشکی و آشفتهام را به زیبایی آرایش کردهاند و حالا بر روی سرم نامهای وجود دارد که نشان از توجه و محبت کسی به من دارد.
می رود هر جا چو شمع و خانه روشن می کند
مضطرب پروانه یی در انجمن دارد مرا
هوش مصنوعی: شمعی که همیشه در حال رفت و آمد است، نور و روشنی ایجاد میکند و پروانهای نگران در جمع حاضر است که به من توجه دارد.
سیدا خطش جواب بوسه تا آورده است
مهر خاموشی به لب او در دهن دارد مرا
هوش مصنوعی: سیدا، با خطش به من پیام محبت و عشق را داده است، اما او به دلیل سکوتش، در گوشهای از دلش سخنهای ناگفتهای از عشق را دارد.