برگردان به زبان ساده
ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا
گردبادآسا به یک دور افگند از پا مرا
هوش مصنوعی: ای ساقی، شراب بده که موج آن مرا از جا بلند میکند و همچون گردبادی، به یک لحظه به زمین میزند.
بی جنونی نیستم از سایه وحشت می کنم
ناله زنجیر می آید ز نقش پا مرا
هوش مصنوعی: من دیوانه نیستم، اما از سایه ترسیدهام. صدای ناله زنجیر به گوشم میرسد و اثر پاهایم را بر روی زمین میبینم.
تشنه ام همچون صدف یک قطره سیرابم کند
نیستم گرداب سرگردان کند دریا مرا
هوش مصنوعی: من مانند صدفی هستم که به یک قطره آب احتیاج دارم تا سیرابم کند، اما دریا مرا هیچگاه ربوده و سرگردان نمیکند.
از غم فردا به چشم اشکبارم نم نماند
می رود چون شمع آخر سر درین سودا مرا
هوش مصنوعی: در اثر نگرانی از فردا، تمام اشکهایم خشک شدهاند و مانند شمعی که در آخرین لحظاتش میسوزد، من نیز در این اندوه در حال از بین رفتن هستم.
یوسفم باشد کنار شهر آغوش پدر
چون دهان گرگ باشد لاله صحرا مرا
هوش مصنوعی: من مانند یوسف در کنار شهر پدرم هستم، اما این وضعیت شبیه به این است که لالههای صحرا در دهان گرگ قرار دارند.
دانه خال تو هر جا پهن سازد دام خویش
بالها پیدا شود چون مور از اعضا مرا
هوش مصنوعی: هر جا که اثر خال تو را بیابم، دام عشق تو را گسترده میبینم و به همین دلیل، وجودم مانند مورچهای که از هر سو پراکنده شده، درگیر آن عشق میشود.
خانه دل سیدا از غیر خالی کرده ام
می دهد بهر تسلی وعده بر فردا مرا
هوش مصنوعی: دل خود را از هر چیزی جز محبت سیدا خالی کردهام و او برای تسکین خاطر من، روزهای بهتری را وعده میدهد.