برگردان به زبان ساده
ای نگاهت متکای جان به غارت دادهها
گردش چشمت کمند وحدت آزادهها
هوش مصنوعی: نگاه تو آرامش جان را به سرقت برده است و حرکت چشمانت مانند یک دام، آزادگان را به خود جذب میکند.
بر زمین خاکساران تا قدم آوردهای
نقش پایت میزند گل بر سر افتادهها
هوش مصنوعی: جایی که خاکیها قدم میزنند، گلهای بالای سر کسانی که به زمین افتادهاند، رد پای تو را نشان میدهند.
نام آزادی برآوردند در باغ جهان
همچو سرو بوستان در خدمتت ایستادهها
هوش مصنوعی: آزادی مانند سروی در باغ جهانی، با تمام شکوه و زیباییاش در خدمت تو آماده است.
من کجا ای شیخ و بزم توبهفرمایان کجا
میپرد مرغ کباب از صحبت بیبادهها
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به احساس فاصله و عدم تناسب بین خود و جمعی که در حال توبه و دوری از گناه هستند، اشاره میکند. او با استفاده از تصوری از پرندهای که از گوشت کبابی خود پرواز میکند، به تضاد بین لذتها و رابطهاش با بزم و مستی اشاره میکند. به طور کلی، شاعر به نوعی نگرانی و ناهمخوانی در زندگی خود نسبت به جمعی که در حال تغییر و اصلاحاند، پرداخته است.
کی کنند از نیک و بد آیینهرویان امتیاز
میتوان جا کرد خود را در میان سادهها
هوش مصنوعی: آدمهای خوشرو و زیبا از دیگران با خوبی و بدی تمایز قائل میشوند. میتوان در میان افراد سادهدل جایی برای خود پیدا کرد.
گریه مستانهام در خانقه آورد زور
زاهدان کردند پای انداز خم سجادهها
هوش مصنوعی: گریه شوقآور من در خانقاه، باعث شد که زاهدان به سجدهگاهها پای بگذارند و زیر فشار احساسات من قرار گیرند.
سیدا تا دوریی منزل تو را روشن شود
همچو تار شمع پیچیدند با هم جادهها
هوش مصنوعی: تا زمانی که دوری منزل تو روشن شود، همچون تارهای شمع، جادهها به هم پیچیدهاند.