برگردان به زبان ساده
گرفتم گوشهای امروز از درها دویدنها
کمان حلقه شد پشت عصایم از خمیدنها
هوش مصنوعی: امروز در کنار در نشستم و دیگر نمیتوانم دویدن را ادامه دهم. حلقهای از کمان به خاطر خمیدگی عصایم پشت سرم شکل گرفته است.
چو گل از سفره ارباب دولت خون دل خوردم
نصیب من نشد چون غنچه غیر از لب گزیدنها
هوش مصنوعی: مانند گلی از سفره رئیس و wealthy، درد دل و رنج فراوانی را تجربه کردم، اما نصیب من تنها حسرت و ناکامی بود، همانگونه که غنچه فقط از لبها میچشد و به گل نمیرسد.
قناعت پیشگان لب تر نمیسازند از دریا
نیفتد ماهی تصویر در دام تپیدنها
هوش مصنوعی: کسانی که قناعت و بسندگی را پیشه خود کردهاند، هیچگاه از دنیای پرچالش و پرجنجال زندگی ناراضی نیستند. آنها چون ماهی در دریا دچار تنگنا نمیشوند و به راحتی از مشکلات عبور میکنند.
به یک پرواز کردن در قفس انداختم خود را
بحمدالله که فارغبالم از بیجا پریدنها
هوش مصنوعی: خود را در قفس انداختم و به یک پرواز با آرامش و آزادی رسیدم. خوشحالم که از پرشهای بیمورد و بیدلیل رها شدهام.
نمیسازد گرانپایی طمع را کنده زانو
حریفان را برد در چاه زندان آرمیدنها
هوش مصنوعی: طمع و حرص نمیتواند کسی را به بلندی و بزرگپایی برساند، بلکه باعث میشود که حریفان از پا بیفتند و در شرایط سخت و دشوار گرفتار شوند.
ز کار افتاده است انگشتها چون پنجه شانه
شکسته تا به بازو ستم از دامن کشیدنها
هوش مصنوعی: انگشتها مانند پنجهای که آسیب دیده و شکسته، از کار افتادهاند و به بازوها فشار میآورند تا بار سنگین مشکلات را از دامن زندگی بردارند.
ز اهل روزگار ای سیدا نشنیدهام حرفی
گرانی میکند امروز گوشم از شنیدنها
هوش مصنوعی: ای آقا، من از اهل این دنیا چیزی نشنیدهام که امروز اینقدر سنگین و تلخ به گوشم میرسد.