برگردان به زبان ساده
ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا
سبز گردان همچو سرو، برگ و باری ده مرا
هوش مصنوعی: ای چمنآرا، من به فصل خزان تبدیل شدهام، تو به من بهاری ببخش تا مانند سرو سبز شوم و باروری و رونق بگیرم.
چون خضر گردان مرا میراب آب زندگی
گلشنم تا سبز گردد جویباری ده مرا
هوش مصنوعی: من را مانند خضر (پیشوای زندگی) راهنمایی کن تا از آب زندگی بهرهمند شوم و باغ زندگیم تازه و سرسبز شود و جویباری در دل آن جاری گردد.
میبرم بر آستان اهل دل روی نیاز
تا نگردم منفعل زان در براری ده مرا
هوش مصنوعی: در اینجا، فرد احساس نیاز و درخواستی عمیق به افرادی دارد که دلهای روشنی دارند. او میخواهد با روی باز و خاضعانه به آنها نزدیک شود تا از این طریق از حالت منفعل خارج شود و به نوعی از خویشتن و روزمرگی خود فراتر رود. این اشارهای به جستجوی راهنمایی و الهام از آدمهایی است که احساسات و درک عمیقی دارند.
خاطرم اکثر بود از نفس بی پروا ملول
تا ز غفلتها کند آگاه، یاری ده مرا
هوش مصنوعی: من اکثر اوقات از نفس بیپروا و careless خود خستهام، بنابراین از تو میخواهم که مرا از غفلتهایم آگاه کنی و در این راه یاریام بدهی.
سرخرویی ده مرا و دشمنان را داغ کن
از بهار تندرستی لاله زاری ده مرا
هوش مصنوعی: به من چهرهای زیبا ببخش و دشمنانم را در رنج و عذاب قرار بده. از فصل بهار و سلامتی، به من چمنزاری پر از لاله عطا کن.
از پریشانی دلم را نیست در یکجا قرار
خاطرم را جمع گردان و قراری ده مرا
هوش مصنوعی: دلم به خاطر نگرانیهایم آرام و قرار ندارد. لطفاً ذهن و حالم را مرتب کن و به من آرامش بده.
تا شود روحم چو شبنم تازه از نظارهاش
چون خط روی جوانان سبزه زاری ده مرا
هوش مصنوعی: تا روحم تازه و شاداب شود مانند شبنمی که بر روی علفها نشسته، از تماشای او یاریام کن.
در گلستان سخن کِلک مرا ممتاز کن
چون گل سوسن، زبانِ آبداری ده مرا
هوش مصنوعی: در میان زیباییهای کلام، نازلترین و بهترین سخن را از من بپذیر و همانند گل سوسن، به من زبانی شیرین و دلپذیر عطا کن.
سالها چون سیدا ایمن شوم از حادثات
از لباس عافیت یارب حصاری ده مرا
هوش مصنوعی: سالها به مانند سیدی با امنیت از حوادث زندگی، مرا از لباس سلامت و عافیت محافظت کن.