برگردان به زبان ساده
به سوی کلبه ام ای نازنین دوش آمدی رفتی
ز احوالم نپرسیدی و خاموش آمدی رفتی
هوش مصنوعی: ای عزیز، به سوی کلبهام آمدی و شب گذشته بدون اینکه از حال و احوالم بپرسی، silently و به آرامی رفتی.
سخن ناگفته بنشستی خرابت من کبابت من
ز جام حسن می نوشیده بیهوش آمدی رفتی
هوش مصنوعی: سخنهای بجا و ناگفتهای در دل دارم که تو را خراب کردم و از عشق تو مثل آتشی در وجودم شعلهور شدم. تو به خاطر زیباییات، از می نوشیده و بیخبر به دنیای دیگری رفتی.
چو بلبل ناله زار من ای بی رحم نشنیدی
به رنگ غنچه گل پنبه در گوش آمدی رفتی
هوش مصنوعی: من مانند بلبل در حال ناله و گریهام و تو ای بیرحم هیچکدام از آنها را نشنیدی. در حالی که من به زیبایی عشق مثل رنگ غنچه گلی اشاره کردم، تو بدون توجه رفتی.
سرت گردم کجا آموختی این دردمندی را
گریبان چاک و بی پروا کله پوش آمدی رفتی
هوش مصنوعی: عزیزم، نمیدانم کجا این درد و رنج را آموختهای. چقدر بیپروا و با سر پوشیده آمدی و سپس رفتی.
مثل شد سرو، همچون سیدا بر بی سر و پای
به سیر بوستان تا جام بر دوش آمدی رفتی
هوش مصنوعی: مانند درخت سرو، با وقار و شکوه به آرامی در میان باغ قدم زدی و وقتی انگار که پیالهای در دست داری، به آرامی از آنجا دور شدی.