برگردان به زبان ساده
قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی
نهالت گفته ام سرو لب این جوست می رنجی
هوش مصنوعی: دوست عزیز، تو را در چشم خودم جای دادهام و برایم بسیار با ارزش هستی. میدانم که از چیزی ناراحت هستی و این را به خوبی حس کردهام. زیبایی تو مانند سرو است و لبانت مانند این چشمه میدرخشد.
شد از نظاره رخسار تو گلدسته مژگانم
نگاهم مارپیچ طاق این ابروست می رنجی
هوش مصنوعی: نگاه کردن به چهرهی تو باعث شده که مژگانم مانند گلدستهای زیبا شود. نگاه من در پیچ و خم ابروی تو گم شده و این موضوع برای تو ناراحتکننده است.
به فکر روی تو عمریست من پشت خمی دارم
سرم چون غنچه در آئینه زانوست می رنجی
هوش مصنوعی: سالهاست که در پی جمال تو هستم و چون غنچهای که در آئینه نشسته، سرم را به زمین گذاشتهام و این باعث رنجش تو شده است.
مرا جرمی نباشد آه من غیر از گرفتاری
کمند گردن من حلقه آن موست می رنجی
هوش مصنوعی: من گناهی ندارم، تنها درد من دردی است که به خاطر بستن کمند بر گردن من به وجود آمده و آن کمند، موهای تو هستند که مرا رنج میدهند.
به حال سیدا عمریست پروایی نمی سازی
بیابان گرد از دست تو چون آهوست می رنجی
هوش مصنوعی: سیدا دیگر به فکر تو نیست و در حال بیپروا زندگی میکند. او همچون یک آهو در بیابان از دست تو آزار میبیند.