برگردان به زبان ساده
تا لبت نام برآورده به شیرین سخنی
طوطیان را به سر افتاده غم کوهکنی
هوش مصنوعی: تا وقتی که لبهایت به کلامی شیرین باز شوند، در دل طوطیان غم و اندوه را دور میکنی.
گردبادم به بیابان شده ام سرگردان
دامن دشت جنون است به دوشم کفنی
هوش مصنوعی: من در بیابان به مانند گردبادی سرگردان هستم و دامن من پر از جنون است که بر دوشم مانند کفن افتاده است.
بسمل فتنه چشمان تو آهوی خطا
بسته زلف تو سوداگر مشک ختنی
هوش مصنوعی: چشمان تو به مانند فتنهای خطرناک است و زیبایی زلفهایت به حدی است که مانند آهویی در چنگ افتاده، گمراه و اسیر دل میکند. این زلفها مثل تجارتی سودآور در دنیای مشک و عطرند.
بی تو گل چاک زده جیب حسینی بر دوش
سرو پوشیده به یاد تو لباس حسنی
هوش مصنوعی: بی تو، گلی از غم دچار آسیب شده و برای یاد تو، درختی با زیبایی خاص، به خود لباس زیبای حسنی پوشیده است.
بی قراری ز من و از تو تماشا کردن
با تو خرگاه نشینی و به من بی وطنی
هوش مصنوعی: نگرانی من و تو را میبینم، در حالی که تو در کنارم آرامش داری و من در بیخانمانی به سر میبرم.
از نسیم سحر و بوی گل آزرده شوی
سنگ بر سینه زند پیش تو نازک بدنی
هوش مصنوعی: اگر از نسیم صبح و بوی گل ناراحت شوی، سنگ بر سینهات میزند و تو با نازکی بدنت در مقابل اینها مقاومتی نخواهی داشت.
در چمن سرو ندارد قد رعنای تو را
پیرهن زعفری و رنگ قبا یاسمنی
هوش مصنوعی: در باغ هیچ درختی به زیبایی تو نیست، نه تنها به خاطر قد و قامت دلربایت، بلکه به خاطر لباس زعفرانی و رنگ قبا مانند یاسمن که به تو جلوهای خاص میبخشد.
صف مژگان تو از صف شکنان برده گرو
ترک چشم تو بود منظر راه زنی
هوش مصنوعی: مژگان تو مانند صفی از سربازان دلیر است که برای زیبایی چشمانت اسیر شدهاند و چشمانت مانند راهی است که میتوانی در آن قدم بگذاری.
طوطیان بر لب خود مهر خموشی زده اند
چغد را داده فلک منصب شکرشکنی
هوش مصنوعی: پرندگان رنگارنگ زبان خود را بستهاند و این در حالی است که آسمان برای کلاغ مقام و مسئولیت ناپسندی داده است.
خلق گیرند چو آئینه فولاد به زر
هر که را هست به بر خلعت روئینه تنی
هوش مصنوعی: مردم مانند یک آینه نقرهای نمادین هستند؛ هر کسی که در درونش چیز باارزشی داشته باشد، ظاهرش هم زیبا و درخشان به نظر میرسد.
تابش نور مه از پرده برون می آید
رفته از دوش من اندیشه بی پیرهنی
هوش مصنوعی: نور مهتاب از پشت پرده بیرون میآید و اندیشهی بیپیرهنی که از دوش من رفته، به یادم میآورد.
میوه خلد کجا نعمت دیدار کجا
سیب جنت نکند دعویی سیب ذژقنی
هوش مصنوعی: میوه بهشتی کجا و نعمت دیدار معشوق کجا! سیب بهشتی نمیتواند ادعایی نسبت به سیب دنیوی کند.
سیدا اهل هنر عزت دیگر دارند
نرسد آهوی وحشی به غزال ختنی
هوش مصنوعی: اهل هنر و استعداد در جامعه دارای ارزشی خاص هستند و برتری آنها به قدری است که هیچ چیز دیگر نمیتواند به آنها برسد.