برگردان به زبان ساده
فلک از کهکشان چون سینه چاکست پنداری
زمین از جوش غمناکان سر خاکست پنداری
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر دل شکستگی و غم خود مانند کهکشانی مینماید و تو گویی زمین به خاطر ناراحتیهای مردمش در حال سوز و گداز است.
به چشم خونفشانم گر کنی نظاره مژگان را
به گرداب اوفتاده مشت خاشاکست پنداری
هوش مصنوعی: اگر به چشمانم که پر از اشک و درد است نگاه کنی، ممکن است فکر کنی که مژگانم به چالشی عمیق و سخت دچار شده و ویرانی آن از خاشاک و زبالههای رفته در آب نشانهای است از ناتوانی و زحمت.
کرم کیفیتی چون باده بخشد جان سایل را
کف دست کرامت پنجه تاکست پنداری
هوش مصنوعی: کرم و لطافت مانند باده روح را به شخص میبخشد، گویی که دست لطف تو شبیه به دست متکبر تاک است.
پریشان می کند از سرکشی مغز سر گل را
به گلشن شاخ سنبل مار ضحاکست پنداری
هوش مصنوعی: سر گل که در باغ بیشه است، با سرکشی و ناآرامی مغز خود را پریشان میکند. شاخ سنبل، مانند زهرمار ضحاک، گمراهکننده به نظر میرسد.
ز بس همچون هدف گیرم به دندان ناوک خود را
خدنگش در دهانم چوب مسواکست پنداری
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه زیاد مانند تیرکمان تیر میزنم، ناخن تیزم را با دندان میگیرم و فکر میکنی که چوب مسواک در دهانم است.
ز پابوسش جبینم سیدا روزی که آساید
سرم تا دامن محشر به افلاکست پنداری
هوش مصنوعی: در روزی که سر از زمین برمیدارم و به آسمانها میروم، به خاطر عشق و ارادت به او، پیشانیام به خاک خواهد افتاد.