برگردان به زبان ساده
گل به سر برزده از سیر چمن می آیی
خنده بر لب گره ای غنچه دهن می آیی
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و سرزندگیات از دل چمنها میآیی؛ لبخندی بر لبت هست و با شادابی، مانند غنچهای که در حال شکفتن است، میدرخشی.
امشب ای ماه کجا ساخته باده کشتی
می روی از خود و گاهی به سخن می آیی
هوش مصنوعی: امشب ای ماه، کجا رفتهای که بادهای در دست داری و گاهی با کلامت به میان میآیی و صحبت میکنی؟
شود آزرده میان تو در آغوش نظر
نازک اندام تر از شاخ سمن می آیی
هوش مصنوعی: در آغوش تو، به خاطر لطافت و زیباییات، احساس راحتی میکنم، حتی اگر گاهی دلگیر شوم. تو همچون شاخ سمن، نازک و دلربایی.
بی سبب عیش مرا کرده پریشان رفتی
باز از بهر چه ای عهد شکن می آیی
هوش مصنوعی: بدون دلیل شادی من را خراب کردی و رفتی، حالا دوباره به چه دلیل برمیگردی ای کسی که به وعدهات وفادار نبودی؟
شمع و پروانه به فانوس حصاری شده اند
چه بلایی تو که در خانه من می آیی
هوش مصنوعی: شمع و پروانه در کنار نور فانوس محصور شدهاند و هنوز هم بلای تو بر من میرسد وقتی که به خانهام میآیی.
شود از گرد رهت باد صبا مشک فروش
نو خط من زیبا بان ختن می آیی
هوش مصنوعی: از گرد راه تو، نسیم خوشبو میوزد و بوی خوش مشک را پخش میکند. خط زیبا و نوشتار من با تو همزبان میشود و آیا تو از ختن میآیی؟
سیدا روز و شب از غیب ندا می آید
ای مسافر شده ام کی به وطن می آیی
هوش مصنوعی: ای مسافر، روز و شب از عالم غیب صدایی به گوشم میرسد که میپرسد کی به خانه و دیار خود برمیگردی؟