برگردان به زبان ساده
همچو گل کیسه لبالب ز درم می آیی
لب پر از خنده چو ارباب کرم می آیی
هوش مصنوعی: تو همچون گلی هستی که با کیسهای پر از نعمت به سراغ من میآیی و لبانت پر از خنده و شادی است، مثل کسی که بزرگوارانه و با سخاوت پیش میآید.
نقش پای تو مرا قبله نما می گردد
همچو آهو ز بیابان حرم می آیی
هوش مصنوعی: نقش پای تو برای من مانند قبله است که راهم را مشخص میکند؛ همانطور که آهویی که از بیابان میآید، به سوی حرم میدود.
نرگس از دیدن رخسار تو دیوانه شود
ای پریرو ز گلستان ارم می آیی
هوش مصنوعی: نرگس، به خاطر زیبایی چهرهات، به دیوانگی میافتد، ای زیبا رویی که از باغ ارم میآیی.
می چو در شیشه رود بحر عطا جوش زند
مست در پیرهن برگ کرم می آیی
هوش مصنوعی: نوشیدنی در شیشه مانند دریا ترشح میکند و زندهدلی مست در لباس برگ کرم به او نزدیک میشود.
از غم ابرویت ای ماه هلالی شده ام
می روی از سر بالینم و کم می آیی
هوش مصنوعی: به خاطر غم ابروهای تو، مانند ماه هلالی شدهام. تو از کنار بستر من میگذری و کم کم به من نزدیک میشوی.
همره غیر ز پیش نظرم می گذری
تا کی ای عربده جو بهر ستم می آیی
هوش مصنوعی: ای یار غریب، چرا از جلو چشمم میگذری؟ تا کی به خاطر فریادهای تو، بر من ستم خواهی کرد؟
سیدا هر نفس از خویش فنا می گردد
باز برگشته ز صحرای عدم می آیی
هوش مصنوعی: هر لحظه از وجود خود به زودی محو میشود و دوباره از دنیای عدم بیرون میآیی.