برگردان به زبان ساده
چه کرده ام که مرا همدم بلا کردی
به درد و محنت ایام مبتلا کردی
هوش مصنوعی: چه کردهام که مرا با مشکلات و سختیها همراه کردی و در درد و رنج روزگار قرارم دادی؟
چنین که رسم تو بیگانه مشربی بودست
چرا ز روز ازل با خود آشنا کردی
هوش مصنوعی: چنین که شیوهات با دیگران متفاوت بوده، چرا از ابتدای خلقت خود را با من آشنا کردی؟
به چشم اهل نظر همچو سرمه جایم بود
مرا به خاک برابر چو توتیا کردی
هوش مصنوعی: در نگاه کسانی که به عمق معنا توجه دارند، من مانند سرمهای ارزشمند به حساب میآیم، اما تو با خاک یکسانم کردی و در واقع مرا به اندازهی توتیا پایین آوردی.
جبین من به کف پای تو حنا می بست
شکسته رنگتر از نقش بوریا کردی
هوش مصنوعی: جبین من به پای تو سجده میکرد و در این حال، حالتی از دلتنگی و افسردگی را حس میکردم که رنگ و بوی آن ارتباطی با حال خوب و زندگی ندارد.
ز انتظار تو در دیده ام نظاره نماند
بیا که چشم مرا کاسه گدا کردی
هوش مصنوعی: از بس که منتظر تو بودهام، دیگر در چشمانم چیزی برای تماشا نمانده است. بیا که چشمهای من را مثل کاسهای برای begging (گدایی) پر کردی.
نشان تیر نگاه تو کرده ام خود را
به غیر من نظر انداختی خطا کردی
هوش مصنوعی: من به خاطر نگاه تیز و نافذ تو، خودم را نشان کردهام؛ اما تو به غیر از من نگریستهای که این کار اشتباهی است.
سرم بریدی و آویختی چه ظلم است این
دلم ربودی و آتش زدی رها کردی
هوش مصنوعی: تو سرم را بریدی و به دیوار آویختی، این چه ظلمی است؟ دل مرا ربودی و آتش زدی، سپس رها کردی.
کرم نمودی و دستم شکستی و بستی
وفا نمودی و بندم ز پا جدا کردی
هوش مصنوعی: تو با محبت خود مرا رنجاندی و در عین حال از یکدیگر پیوندهایمان را گسستی.
جفا و جور ستم در جهان همین باشد
از آنچه بود تو بر جان سیدا کردی
هوش مصنوعی: در این دنیا، ستمگری و بیعدالتی همیشه وجود دارد، همانطور که تو بر جان سیدا (شخصیتی محبوب یا محترم) ظلم کردی.