برگردان به زبان ساده
مرا امشب چو زلف خود پریشان کردی و رفتی
به روی خویش چون آئینه میزان کردی و رفتی
هوش مصنوعی: امشب موهایت را شل و آشفته کردی و رفتی، چهرهات را به مانند آئینه زیبا ساختی و بیخبر از من رفتی.
تو را آورده بودم از برای حل مشکل ها
چو دیدی مشکل من بر خود آسان کردی و رفتی
هوش مصنوعی: من تو را برای کمک به حل مشکلاتم به نزد خود آوردم، اما وقتی که مشکلم را دیدی، به راحتی از کنار آن گذشتی و رفتی.
کشیدی دامن خود از کفم ای لاله روی من
مرا چون داغ آتش در گریبان کردی و رفتی
هوش مصنوعی: ای گل سرخ، تو دامن خود را از دست من کشیدی و رفتی، و این جداشدن برای من همچون داغ آتش بر سینهام است.
روم چون گردباد و در بیابان ها وطن سازم
مرا مانند مجنون خانه ویران کردی و رفتی
هوش مصنوعی: من مانند یک گردباد به راه میافتم و در بیابانها برای خود سرزمین بنا میکنم. تو مرا مانند مجنون به حال ویرانی رها کردی و رفتی.
نه بیند بعد از این پهلوی زارم خواب آسایش
به روی بسترم خار مغیلان کردی و رفتی
هوش مصنوعی: پس از این دیگر نمیتوانم بر شانههای زارم آرامش را ببینم. تو مانند خاری بر بستر خواب من نشستی و رفتی.
به داغ سینه مرهم جستم و الماس پاشیدی
گلستان مرا بر خاک یکسان کردی و رفتی
هوش مصنوعی: در تلاش بودم که دردهای قلبم را تسکین دهم، اما با زیبایی و شگفتی، همه چیز را بر سرم خراب کردی و سپس رفتی.
به چشم سیدا ای بی ترحم ای جفا پیشه
به جای توتیا ریگ بیابان کردی و رفتی
هوش مصنوعی: ای بیرحم و ستمگر، به جای آنکه با محبت و مهربانی به من توجه کنی، چون گرد و خاک بیابان از پیش من رفتی و گذشتی.