برگردان به زبان ساده
ای شمع بر سر من گریان خوش آمدی
چشم و چراغ شام غریبان خوش آمدی
هوش مصنوعی: ای شمعی که بر فراز سر من میگریی، خوش آمدی. تو روشنایی و نور دلافروز شبهای غمانگیز من هستی.
چون برگ لاله داغ مرا تازه ساختی
ای شاخ گل به سیر گلستان خوش آمدی
هوش مصنوعی: ای شاخهی گل، خوش آمدی به باغ گلها! تو با زیباییات درد و داغ مرا تازه کردی، مانند برگی از لاله که همیشه زنده و تازه است.
زخمم نوشته بود به ناصورنامه یی
هان ای طبیب از پی درمان خوش آمدی
هوش مصنوعی: زخم من را در نوشتهای ثبت کرده بودند. ای پزشک، خوش آمدی! تو برای درمان من آمدهای.
نظاره ام ز شوق نگنجد به پیرهن
چون گل گشاده چاک گریبان خوش آمدی
هوش مصنوعی: من از شوق نمیتوانم بر خود مسلط شوم و حالتی شبیه گل دارم که دکمههای پیراهنش باز شده. خوش آمدی!
چشم من از جمال تو امروز روشن است
ای توتیای دیده حیران خوش آمدی
هوش مصنوعی: چشمان من امروز به زیبایی تو روشنی یافته است، ای گنجشک چشم که به دنیای من خوش آمدی.
بر دامن تو تا نرسد دست آرزو
مانند سرو برزده دامان خوش آمدی
هوش مصنوعی: تا زمانی که آرزوهایم به دامن تو نرسد، مانند سروی که در دامن طبیعت رشد کرده، خوش آمدی و زیبایی تو را درک نخواهم کرد.
باشد فدای مقدم تو جان سیدا
ای تیز کرده خنجر مژگان خوش آمدی
هوش مصنوعی: جانم فدای حضورت، ای آقای من! خوش آمدی، ای کسی که با چشمان زیبات خنجر عشق را تیز کردهای.