برگردان به زبان ساده
ای سرو مایل قد دلجوی کیستی
خم گشته از تصور ابروی کیستی
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا با قد بلند که دل را خوشحال میکنی، تو کیستی که به خاطر تصور ابروهایت به خمیدگی افتادهای؟
چون غنچه سر به جیب تفکر نهاده یی
چون گل دریده پیرهن از بوی کیستی
هوش مصنوعی: تو مانند غنچهای هستی که در آغاز به فکر و اندیشه فرو رفتهای، و همچون گل، که در پذیرش و ابراز خود، لباسش را برمیدارد تا عطر وجودش را به نمایش بگذارد.
هر سو چو باد صبحدم آشفته می روی
در جستجوی نکهت گیسوی کیستی
هوش مصنوعی: به هر سمت مانند نسیم صبحگاهی در حال پراکنده شدن هستی و در پی پیدا کردن عطر و بوی موهای کیستی.
نبشته بر رخ تو غباری ز مشک ناب
امروز خاکمال ز هندوی کیستی
هوش مصنوعی: بر چهرهات غباری از مشک خالص نشسته است، امروز این غبار مانند خاکی است که از هندوستان به تو رسیده است.
آرام چون سپند نداری به هیچ جای
ای آفتاب سوخته روی کیستی
هوش مصنوعی: ای آفتاب سوخته، تو که مانند گیاهی آرام نیستی و در هیچ مکانی قرار نداری، کیستی؟
سر در پی غزال تو دارند آهوان
تو خود فریب خورده آهوی کیستی
هوش مصنوعی: آهوهایی که به دنباله غزال تو هستند، خود در دام فریب افتادهاند. تو چه کسی هستی؟
شبها به دیده خواب نداری چو سیدا
قربان شوم بگوی دعاگوی کیستی!
هوش مصنوعی: شبها خواب به چشمانت نمیآید، ای سید! میخواهم قربان شوم. بگو، دعایت به کدامین دلیل و برای که است؟