برگردان به زبان ساده
جان به لب آمده و نیست ز جانان مددی
وقت من تنگ شد ای دیده گریان مددی
هوش مصنوعی: زندگی به آخر رسیده و از محبوبم کمکی نمیرسد. زمانی که به من فشار میآید، ای چشمان گریان، به من کمک کن.
چین بر ابرو زده و جانب من کرد نگاه
یار من بر سر جور آمده یاران مددی
هوش مصنوعی: چهره دلربای یارم با نگاهی پر از شیطنت و زیبایی، در دل من تاثیر زیادی گذاشته است. این جذابیت و دلربایی او، به من یادآوری میکند که در این عشق و شور، به یاری دوستان نیاز دارم تا بتوانم از این احساسات عبور کنم و بر این حالتی که در آثار او پیدا میشود، فائق آیم.
روزگاریست که کارم به خدا افتادست
نی تو را رحم بود نی ز حریفان مددی
هوش مصنوعی: زمانی است که کار من به دست خدا افتاده است، نه تو رحمتی داری و نه از دوستان و رفقا کمکی میتوانم بگیرم.
رحم بر موی سفیدم کن و دستم برگیر
پیر گردیده ام ای شاه جوانان مددی
هوش مصنوعی: ای جوان پادشاه، به من که اکنون سالخورده شدهام رحم کن و به من کمک کن. دستم را بگیر و از من حمایت کن، زیرا موی سفیدم نشان از پیری و تجربهام دارد.
سیدا تا دم محشر نه برآیم ز خمار
گر نباشد به من از ساقی دوران مددی
هوش مصنوعی: شاید تا روز قیامت از حال مستی خارج نشوم، اگر در این مدت از یاری و کمک ساقی زمان بیبهره باشم.