برگردان به زبان ساده
در دلم افتاده همچون لاله داغ تازهای
خانهام گردیده روشن از چراغ تازهای
هوش مصنوعی: در دل من احساساتی تازه و پرشور به وجود آمده است، مانند لالهای که هنوز داغ و تازه است. حالا خانهام به نور و روشنی تازهای مزین شده است.
غنچه پژمرده امید من گل کرده است
ای نسیم صبحدم دارم دماغ تازهای
هوش مصنوعی: غنچهای که نشان از امید من دارد، اکنون شکوفا شده است. ای نسیم صبح، من احساس تازگی و طراوت میکنم.
سیر گلزار ارم را از نظر افگندهام
خورده چشمم آب تا از روی باغ تازهای
هوش مصنوعی: در مسیر گلستان ارم قدم گذاشتهام و چشمم به زیباییهای آن معطوف شده است. به خاطر زیبایی باغی تازه و شگفتانگیز، چشمانم پر از شوق و شگفتی است.
دیده را از بهر پابوسش تسلی میدهم
هر زمان از خویش میسازم سراغ تازهای
هوش مصنوعی: هر بار که میخواهم به سراغ او بروم، خودم را آرام میکنم و با دقت و دلسوزی به دیدار او میآیم.
سیدا تا دامن محشر نمیآیم به هوش
خوردهام تا می چو منصور از ایاغ تازهای
هوش مصنوعی: من تا روز قیامت به خود نمیآیم و در حالت مستی به سر میبرم، درست مانند کسی که از می تازهای که به دست منصور است، سیراب شده باشد.