برگردان به زبان ساده
برده دل را از بر من نونهال تازهای
کردهام بیعت به دست خردسال تازهای
هوش مصنوعی: دلِ خود را از من گرفته و به تازگی به یک کودک جوان بیعت دادهام.
کرده دوران آستانم را زیارتگاه خضر
بر سرم تا آمده صاحبکمال تازهای
هوش مصنوعی: زمانی که دوران زندگیام را به زیارتگاه خضر تشبیه کردهام، بر سر من تجسمی از صاحب کمال و کامل جدیدی نمایان شده است.
دیدهام شمعی که چون پروانه میسوزد دلم
دارم از آغوش فانوسش خیال تازهای
هوش مصنوعی: در نگاهم شمعی را دیدهام که همانند پروانه در آتش خود میسوزد و در دلم از آغوش فانوسش افکاری نو و تازه وجود دارد.
بیسرانجامم ندانم کارم آخر چون شود
دارم ای همصحبتان امروز حال تازهای
هوش مصنوعی: من بیهدف و بینتیجهام و نمیدانم کارم در پایان به کجا خواهد رسید. اما امروز حال و هوای جدیدی دارم همنشینان.
هر که در کویش مرا از تیرهبختی دید و گفت
آمده از هند اینجا خاکمال تازهای
هوش مصنوعی: هر کسی که مرا در کوی تو دید و از بدشانسی من باخبر شد، گفت که من از هندوستان آمدهام و مانند خاکی تازهام که روی زمین ریخته شده است.
سیدا آیینهام گردید چون تصویر محو
کس ندیده اینچنین حسن و کمال تازهای
هوش مصنوعی: به نظرم میرسد که چهرهام مانند آینهای شده است که تصویری از کسی را نشان میدهد، اما هیچکس مانند این زیبایی و کمال تازه را ندیده است.